برای دریافت آخرین خبرها و رویدادها با ما همراه باشید.

فریاد مهتاب -3 (ویژه‏نامه‏ی ایام فاطمیه)

فریاد مهتاب -3 (ویژه‏نامه‏ی ایام فاطمیه)


قسمت سوم

آیا موافقی با هم سری به خانه پیامبر بزنیم؟
نگاه کن! علی(ع) بدن پیامبر را در خانه آن حضرت به خاک سپرده است و کنار قبر آن حضرت نشسته است.
بنی هاشم هم اینجا هستند، عبّاس، عموی پیامبر در کناری نشسته است.
مقداد و سلمان و ابوذر و چند نفر دیگر هم اینجا هستند.
آری، خیلی از مسلمانان در مراسم دفن پیامبر حاضر نشدند.
یک نفر سراسیمه به این سو می آید. او از همه می پرسد که علی(ع) کجاست؟
اگر علی(ع) را می خواهی برو کنار قبر پیامبر، او را آنجا می توانی ببینی.
او می خواهد خبر مهمّی را به علی(ع) بگوید.
خبر او این است: «مردم در سقیفه با ابوبکر بیعت کردند».
مولایت را نگاه کن! او شروع به خواندن آیه دوم سوره «عنکبوت» می کند: (أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُواْ أَن یَقُولُواْ ءَامَنَّا وَهُمْ لاَیُفْتَنُونَ)، آیا مردم خیال می کنند وقتی گفتند ما ایمان آوردیم، امتحان نمی شوند؟».
آری، این مردم کسانی بودند که ادّعای ایمانِ آنها، همه دنیا را گرفته بود، امّا امروز که امتحان پیش آمد چند نفر سر بلند بیرون آمدند؟ چند نفر توانستند از این فتنه نجات پیدا کنند؟
آری، امروز، روز امتحان بزرگ الهی بود و متأسّفانه خیلی ها در این آزمون بزرگِ تاریخ، سرافکنده شدند.
گوش کن! صدایی از بیرون خانه به گوش می رسد: «ای علی! مردم در سقیفه با ابوبکر بیعت کرده اند، همه ما آماده هستیم تا تو را در راه جنگ با آنها یاری کنیم».
آیا موافقی بیرون برویم و ببینیم کیست که این گونه سخن می گوید؟
خدای من! این ابوسفیان است! همان کسی که برای کشتن پیامبر، جنگ بدر و اُحد را به راه انداخت. اکنون چه شده است که او امروز دلش برای اسلام می سوزد؟ نه او دلش برای اسلام نمی سوزد، او نقشه ای در سر دارد.
او نزدیک می آید و چنین می گوید: «ای علی! دستت را بده تا با تو بیعت کنم».
مولایت را نگاه کن، چگونه جواب ابوسفیان را می دهد: «ای ابوسفیان! تو از این سخنان خود قصدی جز مکر و حیله نداری». ابوسفیان این سخن را که می شنود از آنجا دور می شود.
آری، ابوسفیان پیش خود نقشه کشیده بود تا امروز انتقام خود را از اسلام بگیرد. او اوّلین کسی است که خبر سقیفه را برای علی(ع) آورد، او که شمشیر زدن و شجاعت علی(ع) در جنگ ها را دیده بود، خیال می کرد اکنون نیز، علی(ع) شمشیر به دست خواهد گرفت و به جنگ اهل سقیفه خواهد رفت و جنگ داخلی در مدینه روی خواهد داد و آن وقت بهترین فرصت خواهد بود تا دشمنان اسلام به مدینه حمله کنند و دیگر هیچ اثری از اسلام باقی نماند و او به آرزوی خود برسد.
امّا ابوسفیان نمی دانست که علی(ع)، این گونه امید او را نا امید خواهد کرد. آری، آن حضرت برای اسلام زحمت های زیادی کشیده است، اکنون اجازه نخواهد داد تا ابوسفیان به خواسته خود برسد. اگر دیروز شمشیر علی(ع)، مایه نجات اسلام شد امروز صبر او، مایه بقای اسلام است.

***

اکنون، اهل سقیفه همه با ابوبکر بیعت کرده اند، و موقع آن فرا رسیده است که خلیفه را به مرکز شهر ببرند. خلیفه همراه با کسانی که در سقیفه هستند به مسجد شهر می رود.
در مسیر به هر کس برخورد می کنند او را مجبور می کنند تا با ابوبکر بیعت کند.
آری، مسلمانان بر خلافت ابوبکر، متّحد شده اند و هر کس که با این اتّحاد و یگانگی، مخالف باشد کشته خواهد شد.
حتماً می گویی به چه جرمی؟ به جرم بر هم زدن وحدت مسلمانان!
امّا سؤال من این است که آیا همه مسلمانان با ابوبکر بیعت کرده اند؟ هنوز که بنی هاشم و علی(ع) با او پیمان نبسته اند؟ این چه وحدتی است که شما از آن سخن می گویید؟
نگاه کن! خلیفه را با چه احترامی به مسجد می برند!
علی(ع)، پیکر پیامبر را دفن کرده و به خانه خود رفته است. عدّه ای از مردم در مسجد پیامبر جمع شده اند، در این میان، عثمان همراه با بنی اُمیّه در گوشه ای از مسجد نشسته اند.
در این هنگام ابوبکر را وارد مسجد می کنند و او را بر بالای منبر پیامبرمی نشانند.
عُمَر نگاهی به مسجد می کند، می بیند که ابوسفیان با عدّه ای از بنی اُمیّه در گوشه ای نشسته اند در میان آنها عثمان هم به چشم می خورد. ابوسفیان با دیگران بر ضدّ خلیفه سخن می گوید. به راستی چگونه می توان ابوسفیان را راضی کرد؟
راه حلّی به ذهن خلیفه می رسد. یک نفر پیام مهمّی را برای ابوسفیان می آورد: «به تو قول می دهیم که فرزندت، معاویه را در حکومت خود شریک کنیم».
ابوسفیان لبخندی می زند و می گوید: «آری، ابوبکر چه خوب خلیفه ای است که صله رحم نمود و حقّ ما را ادا کرد».
اکنون ابوسفیان و بنی اُمیّه برای بیعت با خلیفه می آیند. آری، این گونه ابوسفیان حاضر می شود که با خلیفه بیعت کند.
عُمَر رو به بقیّه می کند و می گوید: «چرا هر کدام از شما در گوشه ای نشسته اید؟ بیایید با خلیفه رسول خدا، ابوبکر بیعت کنید».
عثمان از جا بلند می شود و نزد ابوبکر می رود و با او بیعت می کند، با بیعت عثمان همه بنی امیّه با ابوبکر بیعت می کنند.
اکنون، همه نگاه ها متوجّه بنی هاشم و خاندان پیامبر است، آیا آنها با ابوبکر بیعت خواهند کرد؟

***
در این میان، جمعیّت زیادی وارد شهر مدینه می شوند، خدایا! این همه جمعیّت از کجا آمده اند و در این شهر چه می خواهند؟
نگاه کن! همه آنها از قبیله أسلم می باشند. مردم این قبیله در اطراف مدینه زندگی می کنند، آنان امروز به مدینه آمده اند تا ابوبکر را یاری کنند. آنها به سوی مسجد می روند، وقتی عُمَر از آمدن آنان با خبر می شود، خیلی خوشحال می شود و یقین می کند که دیگر پیروزی از آن خلیفه است.
هنوز عدّه ای از مردم شهر با خلیفه بیعت نکرده اند، خوب است آنها را با پول راضی کنیم!چه کسی است که بتواند در مقابل پول استقامت کند؟ این پول ها را باید برای زنان این شهر فرستاد. باید از راه زنان در دل ها نفوذ کرد، هر کس بتواند زنان را به سوی خود جذب کند جامعه را می تواند از آنِ خود بنماید.
کیسه های پول به سوی خانه های مدینه برده می شوند. ابوبکر در منبر خود به این سخن ها اشاره می کند که در حکومت من غذاهای خوب برای شما مهیا خواهد بود و روزهای خوبی در انتظارتان است.
آنجا را نگاه کن! بیرون مسجد، کنار درِ آن خانه را می گویم. آن زن چه می گوید، چرا صدای خود را بلند کرده است؟
آیا می خواهید دین مرا با پول بخرید؟ هرگز! هرگز نخواهید توانست مرا از دینم جدا کنید، من این پول های شما را قبول نمی کنم.
خدایا، این شیر زن کیست که این گونه سخن می گوید؟
او از طایفه بنی عَدیّ است، او با گوش خود شنیده که پیامبر، در روز غدیر، علی(ع) را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرّفی نموده است. اکنون، او چگونه برای پول و مال دنیا، دست از مولای خود بردارد؟
آفرین بر تو ای شیر زن مدینه! کاش مردان مدینه به اندازه تو غیرت داشتند و این گونه علی(ع) را تنها نمی گذاشتند.

***

اکنون، کار تبلیغات شروع می شود، باید کاری کرد که این مردم باور کنند که ابوبکر خلیفه رسول خداست.
ابوبکر بر روی منبر نشسته است، ناگهان یک نفر از درِ مسجد وارد می شود و رو به ابوبکر می کند و می گوید: «ای خلیفه خدا».
همه تعجب می کنند، آیا ابوبکر این قدر مقام پیدا کرده که خلیفه خدا شده است؟!
ابوبکر از بالای منبر فریاد می زند: «من خلیفه خدا نیستم، بلکه خلیفه رسول خدا هستم و به این راضی هستم که مرا به این نام بخوانید».
آری، این گونه است که لقب خلیفه رسول خدا برای ابوبکر، عنوان رسمی شناخته می شود. بعد از آن خلیفه سخنان خود را ادامه می دهد: «ای مردم! هیچ کس شایستگی خلافت را همانند من ندارد، آیا من اوّلین کسی نبودم که نماز خواندم، آیا من بهترین یار پیامبر نبودم؟».
همه کسانی که در پای منبر خلیفه نشسته اند سخن او را تأیید می کنند، آری، همه کسانی که اینجا هستند به یاد دارند علی(ع) اوّلین کسی است که به پیامبر ایمان آورد و با آن حضرت نماز خواند.
مگر تا مدّت ها، فقط علی(ع) و خدیجه(س) همراه پیامبر نماز نمی خواندند؟
آن روزها که هنوز ابوبکر مسلمان نشده بود، امّا اکنون کسی جرأت ندارد حقیقت را بگوید.

***

آن کیست که در کوچه های مدینه می گردد و فریاد می زند: «همه مسلمانان با ابوبکر بیعت کرده و او را به عنوان خلیفه رسول خدا انتخاب نموده اند، پس هر چه زودتر برای بیعت کردن با او به مسجد بیایید».
نمی دانم او را شناختی یا نه؟
او عُمَر است، از وقتی که خبردار شده است عدّه ای از مردم هنوز با ابوبکربیعت نکرده اند، در کوچه های مدینه می گردد و همه را به بیعت با ابوبکر فرا می خواند.
آری، عدّه ای از مردم در خانه های خود مخفی شده اند، عُمَر می خواهد هر طور شده است آنها را برای بیعت با ابوبکر به مسجد بکشاند.
عدّه ای با شنیدن صدای عُمَر برای بیعت با خلیفه از خانه های خود خارج می شوند.
ولی عدّه دیگری به این سادگی حاضر نیستند با ابوبکر بیعت کنند، آنها کسانی هستند که می خواهند به علی(ع) وفادار بمانند.
باید فکر اساسی کرد. به نظر شما، عُمَر چه راه حلّی را انتخاب خواهد کرد؟
آری، باید به سراغ علی(ع) رفت، تا زمانی که او با ابوبکر بیعت نکرده است، نمی توان بقیّه مردم را مجبور به بیعت با ابوبکر کرد.
برای همین عُمَر به سوی مسجد رفته و به خلیفه چنین می گوید: «ای خلیفه پیامبر! تا زمانی که علی بیعت نکند بیعت بقیّه مردم به درد ما نمی خورد، هر چه زودتر کسی را به دنبال علی بفرست تا او را به اینجا بیاورد و او با تو بیعت کند».
ابوبکر، قُنفُذ را به حضور می طلبد و به او می گوید: «نزد علی(ع) برو و به او بگو که خلیفه رسول خدا تو را می طلبد».
نمی دانم نام قُنفُذ را شنیده ای یا نه؟ او مردی بسیار خشن و سیاه دل می باشد و برای همین در این روزها برای اهداف خلیفه، خیلی مفید است.

***

قنفذ همراه با عدّه ای به سوی خانه علی(ع) حرکت می کند. درِ خانه به صدا در می آید، علی(ع) از خانه بیرون می آید:
ـ از من چه می خواهی؟
ـ ای علی! هر چه زودتر به مسجد بیا که خلیفه پیامبر تو را می خواند.
ـ آیا فراموش کرده اید که پیامبر مرا خلیفه و جانشین خود قرار داده است؟
قنفذ نمی داند چه جواب بگوید، برای همین به سوی مسجد باز می گردد.
ابوبکر وقتی می بیند که قُنفُذ تنها آمده است به او می گوید:
ـ پس علی کجاست؟ چرا او را نیاوردی؟
ـ وقتی به علی گفتم که خلیفه پیامبر تو را می طلبد در جواب گفت که پیامبر مرا خلیفه و جانشین خود قرار داده است.
همه کسانی که در مسجد هستند به یاد سخنان پیامبر می افتند، آری، پیامبر بارها و بارها بالای همین منبر (که الان ابوبکر بر روی آن نشسته است) در مورد جانشینی علی(ع) سخن گفته است.
تردید در دل همه کاشته می شود، همه با خود می گویند: «چرا ما به این زودی سخنان پیامبر را فراموش کردیم؟»
عُمَر نگاهی به جمعیّت می کند، می فهمد که الان است که سخن علی(ع)، باعث بیداری این مردم شود. برای همین عُمَر رو به ابوبکر می کند و فریاد می زند: «به خدا قسم، این فتنه فقط با کشتن علی تمام می شود. آیا به من اجازه می دهی که بروم و سرِ او را برای تو بیاورم؟»
ترس در وجود همه می نشیند، آیا به راستی عُمَر این کار را خواهد کرد؟
ابوبکر رو به عُمَر می کند و از او می خواهد که بنشیند.
امّا او نمی نشیند، ابوبکر او را قسم می دهد که آرام بگیرد وبنشیند.
عُمَر می نشیند و ابوبکر رو به قُنفُذ می کند و می گوید: «برو به علی بگو که ابوبکر تو را می طلبد، همه مسلمانان با ابوبکر بیعت کرده اند و تو هم یکی از آنها هستی و باید برای بیعت به مسجد بیایی».
قنفذ این بار همراه با ده نفر به سوی خانه علی(ع) می رود و می گوید:
ـ ای علی! ابوبکر تو را می طلبد، تو باید برای بیعت با او به مسجدبیایی.
ـ پیامبر به من وصیّت کرده است که وقتی او را دفن نمودم از خانه خود خارج نشوم تا این که قرآن را به صورت کامل بنویسم.
نگاه کن!
علی(ع) بعد از گفتن این سخن وارد خانه می شود و در را می بندد. او برای حفظ اسلام، صبر می کند و در خانه خود می نشیند. پیامبر از دنیا رفته است و هنوز قرآن به صورت کامل، جمع آوری نشده است، درست است که عدّه ای به فکر ریاست و حکومت دنیای خود هستند، امّا علی(ع) به فکر قرآن است.
قنفذ به سوی مسجد باز می گردد و سخن علی(ع) را به ابوبکر می گوید. خلیفه، خیلی ناراحت است، برای این که دیگر نمی تواند علی(ع) را به زور از خانه بیرون بیاورد، همه فهمیده اند که علی(ع) مشغول جمع آوری قرآن است و دیگر کسی نمی تواند مزاحم علی(ع) شود، گویا چاره ای نیست، باید صبر کرد تا علی(ع)، کار نوشتنِ قرآن را تمام کند.

***

امروز پنج شنبه، اوّل ماه ربیع الأوّل است، مردم برای خواندن نماز در مسجد جمع شده اند. علی(ع) وارد مسجد می شود. همه تعجّب می کنند، او که قسم خورده بود تا قرآن را ننویسد از خانه خود خارج نشود.
خوب نگاه کن، آیا آن پارچه را می بینی که در دست های اوست؟ علی(ع) قرآن را نوشته و در داخل این پارچه گذاشته و به مسجد آورده است.
او با صدای بلند با مردم سخن می گوید: «ای مردم، من در این مدّت، مشغول نوشتن قرآن بودم، نگاه کنید، این قرآنی است که من نوشته ام، من به تفسیر همه آیه های قرآن آگاه هستم چرا که از پیامبر در مورد همه آنها سؤال کرده ام».
اگر کسی خواهان فهم قرآن باشد باید نزد علی(ع) برود، زیرا او از همان ابتدایِ نزول قرآن همراه با پیامبر بود و هر گاه آیه ای نازل می شد، تفسیر آن را از پیامبر می پرسید.
در این هنگام عُمَر از جا بلند می شود و می گوید: «ما نیاز به قرآن تو نداریم».
وقتی که عُمَر این سخن را می گوید علی(ع) قرآنی را که نوشته است به خانه خود می برد.
این مردم چقدر زود سخن پیامبر را فراموش کردند، پیامبر فرمود: «من شهر علم هستم و علی(ع) دروازه آن است و هر کس خواهان علم است آن را از علی(ع) بیاموزد». چرا اینان امروز با علی(ع) این گونه برخورد می کنند؟ مگر آنان خواهند توانست قرآن را به درستی تفسیر کنند؟

summary-address :

latest News

New Year Message from the Chancellor of Shiraz University
New Year Message from the Chancellor of Shiraz University
On the occasion of the New Year, I extend my sincere greetings and best wishes to all faculty members, students, staff, alumni, and academic partners of Shiraz University. With appreciation for the efforts and achievements of the university community...
Commemoration Ceremony and Awarding of the First Qotb al-Din Shirazi Scientific Reward
Commemoration Ceremony and Awarding of the First Qotb al-Din Shirazi Scientific Reward
The commemoration ceremony and awarding of the first Qotb al-Din Shirazi Scientific reward in the field of astronomy and astrophysics was held on the second day of the National Astronomy and Astrophysics Conference, hosted by Shiraz University. This...
Launching of the National Astronomy Entrepreneurs Exhibition at Shiraz University
Launching of the National Astronomy Entrepreneurs Exhibition at Shiraz University
For the first time in the country, the Astronomy Entrepreneurs Exhibition was hosted at Shiraz University. According to the public relations office of Shiraz University, the exhibition coincided with the 18th National Astronomy and Astrophysics...
Signing Scientific and Technological Cooperation Agreements Between Shiraz University and Iraqi Universities
Signing Scientific and Technological Cooperation Agreements Between Shiraz University and Iraqi Universities
During the second meeting of the "Iran-Iraq Science Week," cooperation agreements were signed between Shiraz University and various Iraqi universities. According to the public relations office of Shiraz University, during the second "Iran-Iraq...
Dr. Zahra Riahi-Zamin has Won the Fourth Biennial Book Award of Fars
Dr. Zahra Riahi-Zamin has Won the Fourth Biennial Book Award of Fars
Dr. Zahra Riahi-Zamin, a Persian Language and Literature professor at Shiraz University, has been awarded the fourth Biennial Book Award of Fars. According to the Public Relations Office of Shiraz University, the awards ceremony took place on...
Unveiling the National Award for Women in Science of Iran (In Honor of Professor Afsaneh Safavi)
Unveiling the National Award for Women in Science of Iran (In Honor of Professor Afsaneh Safavi)
The National Award for Women in Science of Iran (In Honor of Professor Afsaneh Safavi) has been unveiled. According to the Public Relations Office of Shiraz University, during the closing ceremony of Research and Technology Week, held on the evening...
Launching of the Second International Conference on Artificial Intelligence and Software Engineering
Launching of the Second International Conference on Artificial Intelligence and Software Engineering
The Second International Conference on Artificial Intelligence and Software Engineering officially commenced on Tuesday, December 25, at Shiraz University. It intends to enhance practical and theoretical knowledge and facilitate information exchange...
Participation of Shiraz University Faculty Member in BRICS Young Scientists Forum
Participation of Shiraz University Faculty Member in BRICS Young Scientists Forum
Dr. Seyyed Hamed Rastgar, a faculty member in the Telecommunications and Electronics Engineering Department at Shiraz University, was the representative of the Islamic Republic of Iran at the BRICS Young Scientists meeting. According to the Public...
Nine Faculty Members of Shiraz University Among Highly Cited Iranian Researchers in Humanities and Social Sciences
Nine Faculty Members of Shiraz University Among Highly Cited Iranian Researchers in Humanities and Social Sciences
According to the public relations office of Shiraz University, citing the Scientometrics Office of the Research and Technology Department of the university, based on a report by the Institute for Scientific and Technological Research of the Islamic...
Signing of Two Cooperation Agreements Between Shiraz University and European Research Institutions
Signing of Two Cooperation Agreements Between Shiraz University and European Research Institutions
Shiraz University has signed cooperation agreements with the University of Zaragoza in Spain and the National Research Council of Italy (CNR IRPI) aimed at enhancing scientific, research, and technological collaboration. According to the Public...
Shiraz University Professor Named National Outstanding Researcher
Shiraz University Professor Named National Outstanding Researcher
Dr. Mehrdad Niakosari, the professor of the Department of Food Science and Technology at Shiraz University, has been recognized as a national outstanding researcher. According to the public relations office of Shiraz University, at the 25th Festival...
Graduation Celebration for 500 International Students at Shiraz University
Graduation Celebration for 500 International Students at Shiraz University
According to the public relations office of Shiraz University, a graduation celebration for 500 international students from across the country was held at Shiraz University. Approximately 500 international students from various academic...