حدیث 88
رُوِیَ عَن رَسُولِ الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قال:
اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیَا وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی.وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیَا لَهُ الشِّدَّةُ وَ الْبَلاءُ وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیَا وَ الْعُقْبَی وَ الْمَوْلَی.
ترجمهی حدیث: روایت از پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) منقول است که حضرت فرمودند قلبها سه نوعند: 1- قلبی که مشغول و وابسته به دنیا است. 2- قلبی که مشغول به تنعّمات اخروی است. 3- قلبی که وابسته به مولا است. امّا آن قلبی که سرگرم و وابسته به دنیاست، همیشه دچار سختی و گرفتاری میباشد. و آن قلبی که وابسته به تنعّمات اخروی است به درجات و مراتب بالایی می رسد و قلبی که دلبسته به مولا (خدا) است، هم دنیا دارد، هم آخرت را دارد و هم خدا را دارد.
شرح حدیث: «اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ»؛ دلها بر سه گونه هستند. اوّل: «قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیَا»؛ دلهایی که وابسته به دنیا هستند. این قلبها در گروی لذائذ دنیا و سرگرم مسائل دنیویاند. دوم: «وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی»؛ دلها و قلبهایی که وابسته به آخرتند؛ یعنی دلبستگیاش به تنعّمات اخرویّه است. سوم: «وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی»؛ سوم آن دلی میباشد که به مولایش وابسته است! یعنی دلبسته به خداست. دلش در گروی خداست.
در ادامه، حضرت توضیح میدهند: «وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیَا لَهُ الشِّدَّةُ وَ الْبَلاءُ»؛ امّا دلی که به لذائذ دنیوی دلبسته شده و سرگرم آن است، این را بداند که همیشه در ناراحتی و گرفتاری میباشد؛ یعنی حتی لذّت دنیایی را هم نمیبرد. مسائل دنیوی اینگونه است دیگر! به هر چه از دنیا برسد، باز می بیند کمبود دارد و لذا ناراحت است و پیوسته در سختی و گرفتاری میباشد.
«وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی»؛ آن قلبی که به تنعّمات اخروی دلبسته است، در نتیجه کار هم که می کند برای امور اخروی میباشد و می خواهد به پاداش آخرت برسد و به آن هم خواهد رسید. درجات عالیهی بهشت را هم به او می دهند، لذّتش را هم می برد.
«وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیَا وَ الْعُقْبَی وَ الْمَوْلَی». این یک قاعدهی کلّی است که دلبستگی به شیء همواره یادآوری آن را در پی دارد. آن دلی که همیشه دلبسته به خدا است، در نتیجه سه چیز دارد: 1- دنیا دارد. دقّت کنید که مراد از دنیا در اینجا این نیست که به عنوان مثال پول زیادی دارد؛ بلکه به این معنا است که در دنیا هیچ ناراحتی ندارد. در ابتدا فرموده بود قلبی که وابسته به دنیا است، شدت و بلا دارد. امّا این چنین شخصی نه شدت دارد نه بلا. نه نسبت به امور مادّیاش ناراحتی دارد، نه گره کور پیدا می کند که غصهاش را بخورد. هیچکدام از اینها را پیدا نمی کند. خدا همه چیز را برایش فراهم می کند؛ چون او سرگرم به خدا است؛ به تعبیر خودمانی، خدا هم تمام کارهایش را ردیف می نماید.
2- در آخرت هم تنعّمات اخرویاش را دارد.
3- بالاتر از همه این است که قرب به خداوند هم پیدا می کند. مراد از مولا در اینجا قرب به خدا است. دلبستهی به خدا همیشه به یاد خدا میباشد. ثمرهاش هم این است که از نظر دنیایی، شدت و بلا به آن معنا ندارد. از نظر تنعّمات اخروی هم درجات بالا دارد و از نظر الهی هم قرب به خداوند پیدا میکند.