برای دریافت آخرین خبرها و رویدادها با ما همراه باشید.

رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد

رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد


حضرت علی(ع)
دعا برای پیامبر

«... تا آنکه خداوند با دست پیامبر، شعله ای از نور برای طالبان آن برافروخت و بر سر راه گم شدگان، چراغی پرفروغ قرار داد. خداوندا! پیامبر، امین و مورد اطمینان و گواه روز قیامت است. نعمتی است که برانگیخته و رحمتی است که به حق فرستاده ای. خداوندا! بهره فراوانی از عدل خود به او اختصاص ده و از احسان و کرم خود فراوان به او ببخش! خدایا! بنای دین او را از آنچه دیگران برآورده اند، عالی تر قرار ده! او را بر سر خوان کرمت گرامی تر دار و بر شرافت مقام او نزد خود بیافزا و وسیله تقرب خویش را به او عنایت فرما و بلندی مقام و فضیلت او را بی مانند گردان و ما را از یاران او محشور فرما، چنان که نه زیان کار باشیم و نه پشیمان، نه دور از راه حق باشیم و نه شکننده پیمان، نه گمراه باشیم و نه گمراه کننده بندگان، نه فریب هوای نفس خوریم و نه وسوسه شیطان».1
1. نهج البلاغه، خطبه 106.
به مناسبت رحلت پیامبر اعظم
«... پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا! با مرگ تو رشته ای پاره شد که در مرگ دیگران این گونه قطع نشد. با مرگ تو رشته پیامبری و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانی گسست. مصیبت تو، دیگر مصیبت دیدگان را به شکیبایی واداشت و همه را در مصیبت تو یکسان عزادار کرد. اگر به شکیبایی امر نمی کردی و از بی تابی نهی نمی فرمودی، آن قدر اشک می ریختم تا اشک هایم تمام شود و این درد جانکاه همیشه در من می ماند و اندوهم جاوادانه می شد که همه اینها در مصیبت تو ناچیز است.
چه باید کرد، که زندگی را دوباره نمی شود بازگرداند و مرگ را نمی شود مانع شد. پدر و مادرم فدای تو! ما را در پیشگاه پروردگارت یاد کن! ما را از یاد مبر!»1
«... همانا شکیبایی، نیکوست؛ جز در غم از دست دادنت و بی تابی ناپسند است؛ جز در اندوه مرگ تو. مصیبت تو بزرگ و مصیبت های پیش از تو و پس از تو ناچیزند».2
1. همان، خطبه 235 (حضرت علی(ع) پس از غسل دادن پیامبر اکرم(ص) این خطبه را ایراد کرد).
2. همان، حکمت 292 (هنگام دفن پیامبر).
پی آمد های رحلت پیامبر اکرم(ص) از زبان حضرت زهرا(س)
حضرت فاطمه(س)، در خطبه فدکیه و نیز خطبه ای که بعدها در جمع زنان مدینه خواند که به عیادت ایشان آمده بودند، پی آمدهای رحلت پیامبر را بیان می کرد. از جمله این پی آمدها عبارتند از:
1. ضعف و سستی در عقاید مردم ایجاد شد.
حضرت در خطبه ای، در حضور زنان مدینه که به عیادت ایشان آمده بودند نیز این امر را تذکر داد و با تأسف فرمود: «چه زشت است سستی و بازیچه بودن مردانتان پس از آن همه کوشش!»
2. تفرقه و اختلاف به وجود آمد.
«تشتت و پراکندگی گسترش یافت و وحدت و همدلی از هم گسست.» استنهر، از نهر به معنای وسعت و فراوانی است و فتق، به معنای جدایی و پاره پاره شدن است. انفتق از انفتاق؛ یعنی شکافتن و رتق نیز به معنای هم بستگی و اتحاد است.
در قرآن کریم نیز آمده است: «اَوَلَمْ یرَ الَّذینَ کفَروُا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا؛ (آیا کافران ندیدند) که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؟!» (انبیاء: 30)
3. امید و آرزوهای مسلمانان به ناامیدی تبدیل شد.
آنان که به پیامبر اکرم(ص) و احکام عالیه اسلامِ نابِ حضرتش دل، خوش کرده و از نعمت دین الهی و حکومت اسلامی بهره مند شده بودند، با دیدن حوادث پس از آن حضرت، ناامید شدند و امیدشان به ناامیدی مبدل گشت.
4. به حریم پیامبر بی حرمتی شد.
هنوز جسد مبارک پیامبر بر زمین بود که در اجتماع سقیفه، بدون نظرخواهی از خاندان پیامبر به تعیین جانشین برای آن حضرت پرداختند و حق اهل بیت حضرتش را ضایع کردند، چنان که حضرت علی(ع) می فرماید: «به خدا سوگند! نه در فکرم می گذشت و نه در خاطرم می آمد که عرب، خلافت را پس از رسول خدا از اهل بیت او بگرداند یا مرا پس از وی، از عهده دار شدن حکومت بازدارد».
نقل است در لحظات واپسین عمر پیامبرخدا و هنگام رحلت ایشان، هنگامی که ایشان قلم و لوحی خواستند، به آن حضرت بی حرمتی کردند و ندای «فانه یهجر» سر دادند. و مدتی نیز از رحلت حضرت نگذشت که به در خانه تنها یادگارش آمدند و چه بی حرمتی ها که نکردند.
5. نفاق و دورویی آشکار شد.
حضرت در جای دیگری از همین خطبه، با کنایه زیبایی به این نفاق افکنی پرداخته و فرموده است: «شیر را اندک اندک با آب بنوشید و به بهانه اینکه آب می نوشید، شیر را خوردید. (این عبارت، کنایه از نفاق است که تظاهر به عملی می شود که در حقیقت خلاف آن است) و برای نابودی اهل بیت او در پشت تپه ها و درختان کمین کردید و ما بر این رفتار شما که مانند بریدن کارد فرو بردن نیزه در شکم، دردآور و کشنده است، صبر می کنیم».
6. دین و معنویت کم رنگ شد.
«جلباب»، چادر یا عبایی است که بدن انسان را می پوشاند. حضرت زهرا(س) از تعبیر جلباب دین استفاده کرده؛ زیرا دین تمام جنبه های زندگی فردی و اجتماعی انسان را در بر می گیرد، همان گونه که چادر و عبا تمام بدن انسان را دربرمی گیرد.
آن حضرت در عبارتی دیگر فرموده است: «به خاموش کردن انوار درخشان دین و بی اهمیت کردن و مهمل گذاردن سنت های پیامبر برگزیده خدا همت گماردید».
7. مردم دچار بی اعتنایی شدند.
حضرت زهرا(س) خطاب به انصار که با جان و مال، پیامبر را کمک کرده بودند، چنین فرمود: «ای گروه جوانمرد! ای بازوان ملت و یاوران اسلام، این غفلت و سستی و ضعف شما در حق من و غفلت و بی توجهی و خواب آلودگی در مورد دادخواهی من، چیست؟»
8. مردم، پیمان شکنی کردند.
حضرت فرمود: «پس چرا پس از بیان حق، حیران و سرگردانید و پس از آشکار کردن عقیده، پنهان کاری می کنید و پس از آن پیش گامی و روی آوردن، به عقب برگشتید و پشت کردید».
حضرت زهرا(س) در این بخش خطبه، به حادثه غدیر اشاره می کند که پیامبر اکرم(ص) آن را برای مردم بیان و به آنها اعلام کرد و آنان نیز با علی(ع) بیعت کردند، ولی بیعت خود را شکستند.
9. مردم دچار وسوسه های شیطانی شدند.
«به شیطان گمراه کننده پاسخ مثبت دادید». حضرت زهرا(س) در جایی دیگر از خطبه فرمود: «شیطان، سر خود را از مخفیگاه به در آورد، شما را فرا خواند، دید که پاسخ گوی دعوت باطل او هستید...».
مغزر یعنی مخفیگاه. در اینجا شیطان به سنگ پشت و خارپشت تشبیه شده است؛ زیرا سنگ پشت نیز وقتی دشمن را می بیند، سرش را در لاک خود فرو می برد، ولی وقتی محیط را امن دید، سر خود را بیرون می آورد. شیطان نیز تا وقتی پیامبر اکرم(ص) زنده بود، سرش را در لاک خود فرو برده بود و جرئت نمی کرد خود را نشان دهد، ولی پس از آن سرش را بیرون آورد و به تحریک مردم پرداخت.
10. شتاب در شنیدن حرف های بیهوده و بی اساس.
حضرت زهرا(س) خطاب به مردم می فرماید: «ای گروه مردم که به سوی شنیدن حرف های بیهوده شتاب می کنید و کردار زشت زیان بار را نادیده می گیرید!»
11. نطفه مظاهر فساد شکل گرفت.
در پایان خطبه عیادت، حضرت خطاب به زنان مهاجر و انصار فرمود: به جان خودم سوگند! نطفه فساد بسته شد. باید انتظار کشید تا چه زمان بیماری فساد، پیکر جامعه اسلامی را از پای درآورد که پس از این، از پستان شتر، به جای شیر، خون بدوشید و زهری که به سرعت هلاک کننده است.
12. فرصت طلبان بر سر کار آمدند.
حضرت زهرا(س) در بخش هایی از خطبه فدکیه، به گروه های فرصت طلب که منتظر بودند پس از رحلت پیامبر از موقعیت بهره برند، اشاره و ویژگی های آنها را نیز بیان کرده است. این خطبه در منابع متعددی آمده است، از جمله در الاحتجاج طبرسی (چاپ اسوه) جلد یکم و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی، جلد شانزدهم، 211 به بعد. در کتاب های مستقلی نیز ترجمه و شرح آن نوشته شده است از جمله در کتاب درس هایی از خطبه حضرت زهرا اثر حسین علی منتظری؛ شرح خطبه حضرت زهرا در دو جلد، اثر عزالدین حسینی زنجانی و قطره ای از دریا اثر علی ربانی گلپایگانی.1
1. برگرفته از: ویژه نامه اشارات، رحلت پیامبر(ص)، سال 84 و سایت تبیان، 18/1/1384.
وداع جانسوز
محمدعلی کعبی

روز دوشنبه، 28 صفر سال یازدهم هجرت، روز جدایی پایان ناپذیر مدینه با پیامبرش بود. در آن روز، سیزده سال پستی و بلندی و شادی و غم، با آخرین پیامبرخدا به پایان می رسید و روزهای آشفته ای در راه بود. در آخرین لحظه های زندگی پیامبر، حضرت علی(ع)، دختر بزرگوار پیامبر، حضرت فاطمه(س)، بنی هاشم و همسران پیامبر، گرد آن حضرت جمع بودند. مردم از ضجه زنان دانستند که پیامبر دیگر در کنارشان نیست و به میعادگاه ابدی خود شتافته است. ولوله ای در شهر به راه افتاد و شک و شبهه در دل برخی راه یافت. حتی برخی گمان می کردند می توانند دوباره به آیین و سنّت های پدران خود بازگردند و رسوم جاهلی را رواج دهند تا اینکه کسی از میان جمعیت فریاد برآورد: «ای مردم! هرکس محمد را می پرستید، بداند او از دنیا رفته است و هرکس خدای محمد را می پرستد، بداند که او نخواهد مرد و این آیه را تلاوت کرد: «وَ ما مُحَمَّدٌ اِلّا رَسوُلٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِه الرُّسُلُ».1
حضرت علی(ع) بر اساس وصیت پیامبر، آن حضرت را غسل داد. نقل است ایشان هنگام غسل دادن بزرگ ترین یار و بلکه برادر خود می گریست و می گفت «پدر و مادرم به فدایت! همان گونه که در زندگی نیکو بودی، پس از مرگ نیز نیکویی.»2 سپس پیکر پاک پیامبر را روی تختی قرار داد و فرمود: پیامبر، چه در زمان مرگ و چه در زمان حیات، امام و پیشوای ماست. پس مردم گروه گروه وارد شوند و بر ایشان بدون امام جماعت نماز بخوانند و خارج شوند. نخستین کسانی که بر پیامبر نماز خواندند، حضرت علی(ع) و بنی هاشم بودند. انصار پس از آنها وارد شدند و نماز خواندند.3
قبر پیامبر در اتاق و خانه خودش حفر شد و آنگاه که امام علی(ع) خواست که داخل قبر شود، انصار ندا برآوردند: ای علی، تو را به خدا! جایگاه ما را نزد پیامبر به یاد آور و بگذار کسی از ما وارد خانه شود و از فیض دیدن روی پیامبر بهره برد. حضرت علی(ع) دستور داد اوس بن خولی که از مبارزان شجاع و بافضیلت جنگ بدر بود، وارد شود. سپس امام وارد قبر پیامبر شد و گونه ایشان را بر خاک گذاشت و پیکر پاکشان را با خاک پوشاند.
بزرگانی از خاندان پیامبر، هنگام غسل و کفن و دفن آن حضرت، در اطراف یا داخل خانه پیامبر بودند، ولی هیچ یک از کسانی که در سقیفه حضور یافتند، در مراسم وداع ابدی با پیامبر حاضر نشدند.
(
پیامبر اسلام در طول 23 سال، شیوه زندگی و آداب و رسوم مردم حجاز و نسل های پس از آنها را تغییر داد و زمینه شکوفایی استعداد آنها و حرکت به سمت آرمان های قدسی و انسانی را فراهم آورد. آن حضرت، برای این کارهای سرنوشت ساز، هیچ پاداشی مطالبه نکرد و از جان خویش مایه گذاشت. بر خلاف تصور بسیاری، درگیری آن حضرت با مشرکان و کسانی که مانع پیشرفت اسلام بودند، درگیری قبیله ای و خانوادگی نبود، بلکه پیامبر از آنها می خواست به یگانگی خدا شهادت دهند و مانع آزادی ها و رفاه و عدالت عمومی نشوند، ولی آنها نپذیرفتند و به مخالفت برخاستند؛ به پیشانی کسی که هرگز از او دروغ و خیانت و اعمال ناشایستی ندیده بودند، سنگ زدند؛ دندان هایش را شکستند؛ با او جنگیدند؛ بسیاری از یاران بی دفاعش را شکنجه کردند؛ عموی بزرگوار آن حضرت را به فجیع ترین شکل مثله کردند و خود و خانواده آن حضرت را در بدترین شرایط اقتصادی و محاصره قرار دادند، ولی در تمام این مدت، پیامبر در دل، آرزوی هدایت آنها را داشت و بر این امر بسیار پافشاری می کرد.
وداع با پیامبر بسیار تلخ بود؛ پیامبری که جامعه ای را تغییر داده بود و در مدت کوتاهی، انسان غرق در جهالت را به قله های سرافرازی و دانش و کمال رسانده بود. امام علی(ع) در خطبه 106 نهج البلاغه در این باره می فرماید:
مردم از برکت بعثت پیامبر به جایی رسیده اند که حتی کنیزان شما را گرامی می دارند و به همسایگان شما احترام می گذارند، در حالی که شما به آنها برتری و بر آنها حقی ندارید. کسانی از شما می ترسند که نه از حکومت شما ترس دارند و نه شما بر آنها حکومتی دارید.
پیامبر، قهرمان مبارزه های خود را در میان مسلمانان گذاشت و او را جانشین خود معرفی کرد و به او تمام آنچه را می دانست، آموخت و ادامه راه بزرگ عدالت گستری را در میان دست های غریب او قرار داد، ولی همان گونه که آغاز راه با دشمنی های بسیار همراه بود، ادامه راه نیز از دشمنی و مانع تراشی به دور نبود؛ راهی که تا امروز
گفتار مجری
پیامبر اسلام، پس از برانگیخته شدن، مفاهیم والا و انسان سازی را در مقام یک رهبر و شخصی صاحبِ قدرت و ارزش، به جامعه خود و جهان عرضه کرد. پیام هایی که پیامبر برای مردم سراسر جهان فرستاد و نامه هایی که برای تغییر قلب ها ارسال کرد، پیام هایی تاریخی یا سیاسی نبود. پیامبر خدا، از جانب پروردگار حامل شیوه ای از زندگی متعالی برای مردم بود و زندگی شخصی آن حضرت نیز نمونه عالی یک زندگی خداگونه بود.
زندگی رسول خدا(ص)، سرشار از درس ها و آموزه های سازنده و مفید برای انسان امروزی است. ایشان در بالاترین جایگاه اسلامی و اجتماعی قرار داشت، ولی خاضع ترین، خوش برخوردترین، زاهدترین، ساده زیست ترین، شجاع ترین و مهربان ترین انسان زمان خویش بود. پیامبر تنها بر قله رسالت نایستاد، بلکه سلسله جبال اخلاق مداری و مردم داری را فتح کرد. آن حضرت، برای مدتی طولانی در کوچه ای می ایستاد و با پیرزنی سخن می گفت و به حرف های کم اهمیتش گوش می داد. اگر به مدینه سال های آغازین هجرت سری بزنیم، شاید آن حضرت را در حال کشاورزی یا وصله کردن لباس یا شیر دوشیدن یا نماز یا مشورت کردن با دیگران یا یاری رساندن به جمعی ببینیم. او را اگر ببینیم، هم او خواهد بود که نخست، سلام خواهد کرد و اگر چیزی نگوییم، او سراغ خواهد گرفت. سلام بر او؛ بر زیباترین و کامل ترین موجودی که آفریده شده است. چه شیرین است خواندن سطرهای متفاوتی از زندگی حیات بخش او.

رفتارهای یک فرمانروا
محمدعلی کعبی

- رسول خدا(ص)، هرگز از حال دیگران غافل نمی شد. اگر سه روز یکی از یارانش را نمی دید، درباره حال او پرس وجو می کرد. اگر به سفر رفته بود، برایش دعا می کرد. اگر در خانه بود، به دیدارش می رفت و اگر بیمار بود، از او عیادت می کرد.1
- پیامبر اکرم(ص)، همواره به دیگران احترام می کرد. آن حضرت برای احترام به یارانش و به دست آوردن دل آنها به کنیه2 صدایشان می کرد و برای کسانی که کنیه نداشتند، کنیه تعیین می کرد.
- آن حضرت برای زنان دارای فرزند و بدون فرزند و حتی برای بچه ها کنیه انتخاب می کرد و دل همه را به دست می آورد.3
- هرگاه شخصی خدمت رسول خدا(ص) می رسید، آن حضرت زیرانداز خود را به او می داد و اگر نمی پذیرفت، پیامبر آن قدر اصرار می کرد تا بپذیرد.4
- پیامبر خدا بسیار به درگاه پروردگار زاری و تضرع می کرد و همواره از خدا می خواست او را به آداب و مکارم الاخلاق آراسته کند. آن حضرت در دعای خود می فرمود: «خدایا، مرا نیکو گردان و مرا از اخلاق بد دور کن!»5
- در روایات آمده است رسول خدا(ص) با دست مبارکش، لباس خود را می دوخت، کفشش را پینه می زد و بیشترین کاری که در خانه انجام می داد، خیاطی بود.6
- هرگاه پیامبر خدا از سفری بازمی گشت، نخست به مسجد می رفت، دو رکعت نماز می خواند و سپس به خانه می رفت.7
- رسول خدا(ص) بر حصیری می خوابید و جز همان حصیر زیراندازی نداشت.8
- رسول اکرم(ص)، هنگام غذا خوردن دو زانو می نشست و پاهای خود را جمع می کرد و زانو و پای مبارکش را روی زانو و پای دیگر می نهاد و می فرمود: «من بنده ام و چون بندگان غذا می خورم و مانند آنها می نشینم.»9
- در شب های تاریک، مردم پیش از اینکه رسول الله(ص) را ببینند، از بوی عطر پیامبر او را می شناختند و متوجه حضور آن حضرت می شدند.10
- از پیامبر چیزی درخواست نشد که آن حضرت به آن پاسخ منفی بدهد و در پاسخ، نه بگوید. آن حضرت هیچ گاه حاجت نیازمندی را رد نکرد و تا آنجا که برایش امکان داشت، نیاز او را برآورده می ساخت و اگر چیزی نداشت، با زبان نرم و شیرین خود او را راضی می کرد.
نماز رسول خدا(ص) نیز در عین اینکه کامل و به دور از هر نقصی بود، ولی کوتاه بود. خطبه آن حضرت نیز کوتاه تر بود و از بیهوده گویی پرهیز می کرد.11
پیامبر، فقیری را برای فقر و نداری تحقیر نمی کرد و از هیچ پادشاهی به علت قدرتش نمی ترسید.
فقیر و سلطان را به یک گونه به سوی خدا دعوت می کرد و همه در نظرش یکسان بودند.
نقل است رسول خدا(ص) هرگز سه روز پیوسته غذای سیر نخورد تا اینکه از دنیا رحلت کرد. با اینکه پیامبر قدرت سیر کردن خویشتن را داشت، خود را گرسنه نگه می داشت و غذایش را به نیازمندان می بخشید.
آن روزها و این روزها
محمدعلی کعبی
در آن روزها؛ آن روزهای نادانی؛ آن روزهای زنده به گور شدن خداپرستی؛ آن روزها که مردمان زمین در خرافات غوطه ور بودند، وعده ای در گوشه ای از جهان در حال تحقق بود. مردی خواب هایی می دید که در روز تعبیر می شد و می شنید که با عبارت «اَلسَّلامُ عَلَیک یا رَسوُلَ اللهِ» بر او سلام می کنند، ولی تا روی برمی گرداند، کسی را نمی دید.
ناگهان، پیوندی در میان زمین و آسمان برقرار شد و خداوند خواست که پیامبر خود را به زمینیان برساند. آن روزها مردی عرب، با دشداشه ای سفید، روی کوهی که از همه کوه های زمین بیشتر به خداوند نزدیک شده بود، به سر می برد. از همان کوه آغاز شد، رسالتی که تا امروز جریان دارد.
این روزها؛ این روزهای دانایی و نادانی؛ این روزهای زنده شدن روح خرافه در کالبد جهان؛ این روزها که هنوز کودکان معلول در هیروشیما به دنیا می آیند و هر روز زنده به گور می شوند؛ این روزها که زنان به بردگی هرزگی و تبلیغات بازرگانی گرفته می شوند؛ این روزها که شیطان پرستیده می شود و قرص هایی که روان انسان را دگرگون می کنند، رواج دارند؛ این روزها که جنگ های جاهلیت خانمان سوزتر شده است، سخنان نخست خداوند به پیامبرش بیشتر معنا می یابد که فرمود بخوان به نام پروردگارت که آفرید انسان را از خون بسته؛ «اِقْرَأْ وَرَبُّک الْأَکرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ» (علق:3-5)
آموزه های ما خداوندی است و اگر به نام او و برای او بخوانیم و بیاموزیم، در ورطه ای که امروز به نام دانش در آن گرفتاریم، گرفتار نخواهیم ماند.
پیامبر زنده است، تا پیام جاودانه اش زنده است. بگذار ابوسفیان ها قبایل جهان را با بوق و کرنا روانه جنگ با پیام آسمانی او کنند! بگذار تئوری پردازان خداگریزی و ماده پرستی، مدینه فاضله اش را محاصره کنند. آینده لشکر ابوسفیان با همه تجهیزات به روزش، یا خندق مرگ است یا تسلیم شدن در مکه.
همه روزها
به بلال ها و عمارها؛ به یاسرها و به سمیه ها؛ به بدری ها و حُنینی ها و به ستمدیدگان بگویید خداوند محمد زنده است، تکیه گاه بزرگ انسان زنده است؛ هرچند هنوز کسانی هستند که تاب شنیدن نام فرستاده اش را ندارند. هرچند امروز او را دیگر ساحر یا دیوانه یا شاعر نمی نامند، نام ها عوض شده اند؛ پیامبر مهربان ما را خشونت طلب گفته اند، کسانی که با دکمه ای از فاصله ای دور، شهری را با تمام ساکنانش می سوزانند؛ کسانی که هزاران فلسطینی را در کوره های آدم پزی غزه می سوزانند؛ کسانی که بعقوبه می سازند، گوانتانامو می سازند؛ کسانی که هنوز بلال ها و عمارها را شکنجه می کنند.
فاصله آن روزها و این روزها زیاد نیست، صدها سال نیست و پیامبر زنده است؛ با پیام هم بستگی و مهربانی. او زیر شجره مقدس دوستی نشسته و دست های مبارکش به سوی بیعت کنندگان گشوده است.
بشتابید ای زخم دیدگان جهان آهن پرستی! ای ستم دیدگان جهان مدرنیته بی خدایی! پیامبر زنده است؛ با پیام خداوند؛ پیام هم بستگی و مهربانی.
هجرت
محمدعلی کعبی
از زمین به آسمان، قصد هجرتی بی بازگشت داری. مویه سرایان را گفته ای گردآورند برای بزرگ ترین جدایی بشر از وحی، برای فاصله ای عمیق که میان وجود و ماورا خواهد افتاد؟
چشمان تو وقتی بسته شوند، کتاب پیامبری را دیگر هیچ کس نخواهد گشود. چشمان تو وقتی بسته شوند، به آرامشی عمیق پس از اضطرابی گسترده فرو خواهند رفت؛ چشمانی که خون زخم پیشانی ات بارها آنها را گرم در آغوش گرفت و از سنگ های جاهلیت گفت؛ از سنگ های کودکان طائف؛ از سنگ های مشرکان در جنگ احد، از سنگ های ابولهب در کوچه های مکه. تو آمده بودی که انسان را به خودش نشان دهی؛ انسانی که از انسانیت فاصله گرفته بود و در باتلاق بت پرستی و گورستانی بزرگ از دخترکان بی گناه گرفتار بود.
ایستادی بر دنیایی از عطوفت، بر کوهی از مهربانی و آیینه درونت را به سمت حجاز گرفتی. چشمان تو وقتی بسته شوند، انسان دیگر آن گونه که بود، دیده نخواهد شد. به سوی کوه مهربانی تو قدم برمی دارد و از دنیای خشم و نفرت فاصله می گیرد.
محمد، ای نام پیوسته با ستایش و حمد! ای شکوه پاکی و بی آلایشی! دنیا هنوز حول محور تو در حال گردش است. هر قدر به نقطه خوبی نزدیک می شود، به لبخند رضایت تو، به آن زندگی که تو ترسیم کرده بودی، نزدیک شده است و هرقدر به زشتی و جهالت روی آورد، قرینه همان دنیایی خواهد شد که تو آن را به تغییر دعوت کردی، ای پیامبر معجزه سخن! پیامبر معجزه دانش و کتاب! پیامبر معجزه هنر و مهربانی! آنگاه که چشم های تو بسته شوند، دیگر هیچ انسانی آنچه را تو دیدی و گفتی، نخواهد دید و نخواهد گفت. معراج، چشم به راه کسی نخواهد بود و هیچ پرچمی کنار پرچمی که با آن قله انسانیت را فتح کردی، به اهتزاز در نخواهد آمد.
چشم های تو وقتی بسته خواهد شد که چشم های جهان، به سوی افق چشم هایت گشوده شده اند که در نقطه ای از زمین، کودکانی در دل، اندوه فقدان فرمان روای سرزمین خود را دارند و سربازانی که آرزو می کنند، ای کاش پیش از تو چشم از جهان فروبسته بودند. در روزگاری که پادشاهان تمدن هایی چون تمدن ایران و روم، روی تخت های روانی که برده ها حمل می کنند، در حرکتند و بر حریر و ابریشم می خوابند، چشم های تو در همان خانه کوچک، بر همان زیراندازی که از الیاف نخل بافته شده است، بسته خواهد شد.
نام تو هر صبح و شام، فریاد خواهد شد، ولی نام آنان پس از تو به نفرین دچار.
چشم های تو وقتی بسته شوند، نفس خستگی بریده شده است، ولی هوا همچنان از سکر تنفست مدهوش خواهد ماند.
هنوز دلواپس
سودابه مهیجی
«محمد9 تنها فرستاده ای از جانب خداست. پس آیا اگر جان به جان آفرین تسلیم کند، شما دوباره به گمراهی گذشته خویش روی می آورید؟» (آل عمران: 144)
دلواپس است این مهربانی روی در قبله، این قامت نزار احتضار، این رخسار رنگ پریده. دلواپس است.... تمام سال های عمرش را در هراس و اضطراب شما به سر برد. تمام لحظه های زندگی اش را فدای شما کرد. چون درختی در تابستان، بر سرتان سایه افشاند و در بهار، میوه های تبرک به پایتان افشاند. چون ابری در تشنگی و قحط سالی، برایتان باران رحمت شد و مژده آور حیات. چون آفتاب، ظلمت را از همه سویتان تاراند و سرما را فراری داد و چون شمع، یکه و تنها سوخت و راه فراروی تمام زمینیان را روشن کرد.
اینک که نفس های مبارکش به شماره افتاده، اینک که جان بر لب آمده اش، در آستانه رفتن ایستاده، هنوز دلواپس شما آدمیان است. پس از او چه می کنید؟ آیا مسیر روشنی را که برایتان به یادگار خواهد گذاشت، به سلامت و سعادت ره می پویید یا سر در دنبال هوس می نهید و تمام جدّ و جهد او و تمام آموزه ها و درس های آسمانی اش را به باد فراموشی می سپارید و در پی بیراهه های خطا و گمراهی می روید؟
ای نفس مطمئنه
سودابه مهیجی
بشتاب به سوی من، ای رسول مهر و عشق جاودانی! بشتاب به آغوش لطف پروردگارت، یا اَیتُها النَّفسُ الْمُطْمَئِنَّه! که دل تنگ مانده ام دردانه کائنات را؛ که دیگر تو را در قفس دنیا در ظلمت خاک نمی خواهم. بیا که تمام عرش را برای قدوم مقدست آذین بسته ام! بیا که زمین برای تو مجال پستی است که کبوتر بلندپرواز روحت را می آزارد! بیا که ناسپاسی روزگار، بیش از این گرد اندوه بر رخسار شفقت و مهربانی ات ننشاند.
ای محمد! به زودی پروردگارت چندان به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی.1 به زودی در آغوش وصل من در ملکوت قرب خداوندگار خویش، تمام مصایب زندگانی ات را از یاد خواهی برد.
یتیم بودی و پناهت دادم. بی خبر از وحی بودی و تو را به رسالت رساندم. چندان به تو عزت و سرافرازی دادم که از تمام عالمیان بی نیاز شدی.2 تنها با تو سخن گفتم؛ تنها با تو. از میان خیل بی شمار مردمان زمین، تو را به معراج بردم و تمام گذشته و آینده هستی را بر تو عرضه کردم. قرآن را بر تو؛ تنها بر تو فرستادم. چراغ راه جهان را در دست های هدایت تو نهادم و تمام اسرار آفرینش را در لوح محفوظ سینه تو به ودیعه گذاشتم و دین و مذهب تو را تا قیامت در تمام هستی بلندآوازه قرار دادم.
ای محمد! تمام آسمان ها و زمین را طفیلیان وجود تو آفریدم. در حقت خدایی خویش را تمام کردم و تو نیز در راه من، بندگی و عبودیت را تمام کردی.
در مسیر رسالت، سنگ بر سر و رویت زدند و هیچ نگفتی. تکذیب و تکفیر نصیبت شد و دم نزدی. با تبعید و تحریم روبه رو شدی و صبر کردی. طعنه و افترا شنیدی و شکیبا ماندی. بارها قصد جانت را کردند و باز نهراسیدی و تنها در راه من، در مسیر دین و اراده من ماندی و راه سپردی. اینک تمام اندوه دنیا رو به پایان است. اینک زمین را رها کن و به سوی من بشتاب تا وصل و رضوان پروردگار مرهم گذار زخم های سالیان تو باشد! «ارْجِعِی إِلَی رَبِّک رَاضِیةً مَّرْضِیةً». (فجر: 28)
ای محمد! سوگند به جان عزیز تو که گمراهی و سرگردانی این مردمان را پایانی نیست،3 اما شفاعت این گنهکاران را به تو عطا می کنم تا خشنود شوی. مگر پیش از این سینه ات را برای تمام سختی های رسالت گشایش ندادم؟ مگر بار سنگین تمام رنج ها را از دوشت بر نداشتم؟ مگر آن بار طاقت فرسا، قامت بردباری تو را خم نکرده بود؟4 بازهم دعای تو را پاسخ گفتم، ای واپسین رسول من! این آخرین دعای تو را نیز مستجاب کردم. دیگر به ناله مگو «ربّ امتّی!» شفاعت این امت از آن تو. اینک آسوده باش و به سوی من پر بگشا!

summary-address :

latest News

New Year Message from the Chancellor of Shiraz University
New Year Message from the Chancellor of Shiraz University
On the occasion of the New Year, I extend my sincere greetings and best wishes to all faculty members, students, staff, alumni, and academic partners of Shiraz University. With appreciation for the efforts and achievements of the university community...
Commemoration Ceremony and Awarding of the First Qotb al-Din Shirazi Scientific Reward
Commemoration Ceremony and Awarding of the First Qotb al-Din Shirazi Scientific Reward
The commemoration ceremony and awarding of the first Qotb al-Din Shirazi Scientific reward in the field of astronomy and astrophysics was held on the second day of the National Astronomy and Astrophysics Conference, hosted by Shiraz University. This...
Launching of the National Astronomy Entrepreneurs Exhibition at Shiraz University
Launching of the National Astronomy Entrepreneurs Exhibition at Shiraz University
For the first time in the country, the Astronomy Entrepreneurs Exhibition was hosted at Shiraz University. According to the public relations office of Shiraz University, the exhibition coincided with the 18th National Astronomy and Astrophysics...
Signing Scientific and Technological Cooperation Agreements Between Shiraz University and Iraqi Universities
Signing Scientific and Technological Cooperation Agreements Between Shiraz University and Iraqi Universities
During the second meeting of the "Iran-Iraq Science Week," cooperation agreements were signed between Shiraz University and various Iraqi universities. According to the public relations office of Shiraz University, during the second "Iran-Iraq...
Dr. Zahra Riahi-Zamin has Won the Fourth Biennial Book Award of Fars
Dr. Zahra Riahi-Zamin has Won the Fourth Biennial Book Award of Fars
Dr. Zahra Riahi-Zamin, a Persian Language and Literature professor at Shiraz University, has been awarded the fourth Biennial Book Award of Fars. According to the Public Relations Office of Shiraz University, the awards ceremony took place on...
Unveiling the National Award for Women in Science of Iran (In Honor of Professor Afsaneh Safavi)
Unveiling the National Award for Women in Science of Iran (In Honor of Professor Afsaneh Safavi)
The National Award for Women in Science of Iran (In Honor of Professor Afsaneh Safavi) has been unveiled. According to the Public Relations Office of Shiraz University, during the closing ceremony of Research and Technology Week, held on the evening...
Launching of the Second International Conference on Artificial Intelligence and Software Engineering
Launching of the Second International Conference on Artificial Intelligence and Software Engineering
The Second International Conference on Artificial Intelligence and Software Engineering officially commenced on Tuesday, December 25, at Shiraz University. It intends to enhance practical and theoretical knowledge and facilitate information exchange...
Participation of Shiraz University Faculty Member in BRICS Young Scientists Forum
Participation of Shiraz University Faculty Member in BRICS Young Scientists Forum
Dr. Seyyed Hamed Rastgar, a faculty member in the Telecommunications and Electronics Engineering Department at Shiraz University, was the representative of the Islamic Republic of Iran at the BRICS Young Scientists meeting. According to the Public...
Nine Faculty Members of Shiraz University Among Highly Cited Iranian Researchers in Humanities and Social Sciences
Nine Faculty Members of Shiraz University Among Highly Cited Iranian Researchers in Humanities and Social Sciences
According to the public relations office of Shiraz University, citing the Scientometrics Office of the Research and Technology Department of the university, based on a report by the Institute for Scientific and Technological Research of the Islamic...
Signing of Two Cooperation Agreements Between Shiraz University and European Research Institutions
Signing of Two Cooperation Agreements Between Shiraz University and European Research Institutions
Shiraz University has signed cooperation agreements with the University of Zaragoza in Spain and the National Research Council of Italy (CNR IRPI) aimed at enhancing scientific, research, and technological collaboration. According to the Public...
Shiraz University Professor Named National Outstanding Researcher
Shiraz University Professor Named National Outstanding Researcher
Dr. Mehrdad Niakosari, the professor of the Department of Food Science and Technology at Shiraz University, has been recognized as a national outstanding researcher. According to the public relations office of Shiraz University, at the 25th Festival...
Graduation Celebration for 500 International Students at Shiraz University
Graduation Celebration for 500 International Students at Shiraz University
According to the public relations office of Shiraz University, a graduation celebration for 500 international students from across the country was held at Shiraz University. Approximately 500 international students from various academic...