شعری درمورد حضرت خدیجه (س):
شد از عالم خدیجه همسر پیغمبر خاتم
سیه چون شامِ ماتم شد، از این فقدان او عالم
ببار ای آسمان از غم، بنال ای اختر گردون
که از بهر خدیجه ش ز کف داده پیمبر وا مصیبت همسر خود را
سزد گر قامت صبرش شود از این مصیبت خم
نهاده فاطمه سر بر سر زانوی پیغمبر
بریزد در غم مادر سرشک از دیدهی پر غم
از این ثلمه نه تنها قدسیان در سوگ بنشستند
که سوزان شد از این ماتم دل حوّا و آدم هم
گرامی مادر زهرا خدیجه آن مهین بانو
به سوی ملک عقبی شد از این دنیای رنج و غم
بنازد مادر گیتی بر این فرزانه فرزندش
خدا باور، محمد خو، علی خصلت، مسیحا دم
کسی که ثروت خود را، فدای دین و ایمان کرد
کسی که پایهی اسلام شد ز ایثار او محکم
نخستین بانوی مسلمان
حضرت خدیجه(س) نخستین زنی بود که به پیامبری حضرت محمد(ص) ایمان آورد و اولین بانویی بود که همراه امام علی(ع) با پیامبر به نماز ایستاد و پیشانی بندگی بر خاک سایید. تاریخ نویسان از یکی از همسران پیامبر اعظم(ص) نقل کردهاند که می گفت: من همواره از علاقه پیامبر به خدیجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت بسیار از او یاد می کرد و اگر گوسفندی می کشت، به سراغ دوستان خدیجه می رفت و سهمی برای آن ها می فرستاد. روزی رسول خدا(ص) در حالی که خانه را ترک می کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او تعریف کرد. کار به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و گفتم: «وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده است!» گفتار من چنان رسول خدا(ص) را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ایشان ظاهر شد. در این هنگام رو به من کرد و فرمود: «ابدا چنین نیست!... هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده است. خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می بردند. او ثروت خود را در سخت ترین لحظات در اختیار من گذاشت. خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد».
ازدواج:
با چنین سفرهایی برای خدیجه کبری علیهاالسلام آشنایی با روحیات حضرت رسول صلوات الله علیه حاصل شد . ایشان با وجود آنکه ثروتمندترین زن مکه به شمار می رفت و خواستگاران فراوانی از میان مردان ثروتمند داشت با رضایت کامل حاضر به ازدواج با محمد امین صلوات الله علیه گردید . هر چند این اقدام موجب تمسخر زنان قریش شد .
ازدواج با مردی فقیر و یتیم نشانگر آن بود که ایشان ارزش را در وجود کمالات روحی جستجو می کند نه در وفور ثروت دنیوی و این درسی است برای همیشه تاریخ .
مراسم خواستگاری با حضور عموی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جناب ابوطالب علیه السلام و ورقة بن نوفل پسر عموی خدیجه که مردی دانشمند و گریزان از پرستش بت ها بود ، انجام شد
پس از خواندن خطبه عقد توسط حضرت ابوطالب علیه السلام پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از جای برخواستند و آماده رفتن شدند . :
در این هنگام حضرت خدیجه به ایشان عرض کرد :
به سوی خانه خود بیایید که خانه من خانه شما و خودم خدمتکار شمایم .
در نظر داشتن موقعیت اجتماعی و مادی حضرت خدیجه علیهاالسلام اهمیت این کلام را روشن می سازد که فردی در چنان جایگاهی چگونه نسبت به عظمت روحی حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم اظهارخضوع
میکند.
در مورد ازدواج های حضرت خدیجه درمیان محققین اختلاف به چشم می خورد . برخی از صاحبان تحقیق معتقدند ازدواج ایشان با پیامبر صلوات الله علیه اولین ازدواج ایشان بوده است .
بعثت و نهایت همکاری با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
پانزده سال بعد از این ازدواج مهم ترین واقعه خلقت روی داد . محمد امین صلی الله علیه و آله وسلم به رسالت مبعوث گردید .
خدیجه کبری سلام الله علیها اولین زنی بود که به دعوت الهی خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و آله پاسخ مثبت گفت . امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند :
آن روزها در اسلام هیچ خانه ای افرادی غیر از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و خدیجه و مرا که سومین آنها بودم در خود جای نداده بود .
ایشان تمام ثروت خویش را تقدیم داشت و چنین گفت :
همه آنچه دارم در اختیار شما و تحت فرمان شماست ، آن را در راه بلندمرتبه ساختن فرمان خدا و گسترش دین او مصرف نما
این گفتار ایشان و در پی آن عمل به گفتار شاید برای همه تلنگری باشد که یک ثروتمند حاضر شد تمام دارایی اش نه بخشی از آن را در اختیار هدفی مقدس قرار دهد آری او هر چه داشت در راه دین هزینه کرد و این گونه بود که به مقامی بلند نزد خداوند دست یافت.
فرزندان خدیجه
در تعداد فرزندان حضرت خدیجه، میان مورخان اختلاف است. بهگفته مشهور: ثمره ازدواج رسول خدا و خدیجه، شش فرزند بود. 1- هاشم 2- عبدالله به این دو«طاهر» و «طیب» می گفتند 3- رقیه 4- زینب 5- ام کلثوم 6- فاطمه.
رقیه بزرگ ترین دخترانش بود و زینب، ام کلثوم و فاطمه به ترتیب پس از رقیه قرار داشتند. پسران خدیجه پیش از بعثت پیامبر(ص)، بدرود زندگی گفتند. ولی دخترانش، نبوت پیامبر(ص) را درک کردند. گروهی از محققان
معتقدند: قاسم و همه دختران رسول خدا(ص) پس از بعثت به دنیا آمدند و چند روز پس از پیامبر خدا(ص) به مدینه هجرت کردند.
سخنان دانشمندان درباره خدیجه(س):
زبیر بن بکّار گفته است: خدیجه، در عصر جاهلیت«طاهره» خوانده می شد. هشام بن محمّد: رسول خدا خدیجه را دوست داشت و به او احترام می گذارد و در بعضی کارها با او مشورت می کرد. او وزیر صدق و راستی بود و نخستین زنی است که به پیامبر ایمان آورد و پیامبر تا وقتی که خدیجه زنده بود، هرگز همسر دیگری برنگزید. تمام فرزندانش بجز ابراهیم از خدیجه بودند. رسول خدا(ص) فرموده است: سمیه قرّاعه گفته است: تاریخ در مقابل عظمت حضرت خدیجه سر فرود می آورد و در برابرش متواضعانه و دست بسته می ایستد.
مقام خدیجه در بهشت:
از فضیلت های حضرت خدیجه(س)، مقامی است در بهشت که از سوی خداوند به ایشان وعده داده شده است. پیامبراکرم(ص) نیز بارها این مسأله را به خدیجه بشارت می داد و می فرمود: «در بهشت، خانهای داری که در آن رنج و سختی نمی بینی.» امام صادق(ع) نیز می فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه خردسال بی تابی می کرد و گرد پدرش می گشت و سراغ مادر را از او می گرفت. پیامبر از این حالت دخت کوچکش بیشتر محزون می شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه هم چنان بی تابی می کرد تا این که جبرئیل بر پیامبر نازل شد وفرمود: «به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانهای کنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است.» هنگامی که فاطمه این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی تابی نکرد
وصیت حضرت خدیجه:
حضرت خدیجه(س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد. پیغمبر(ص) به عیادت وی رفت و فرمود: ای خدیجه، «اما علمت ان الله قد زوجنی معک فی الجنه»؛ آیا می دانی که خداوند تو را در بهشت نیز همسرم ساخته است؟! آن گاه از خدیجه دل جویی و تفقد کرد؛ او را وعده بهشت داد و درجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف
فرمود. چون بیماری خدیجه شدت یافت، عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم: من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن. پیامبر(ص) فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به کار بردی. در خانهام بسیار خسته شدی و اموالت را در راه خدا مصرف کردی. عرض کرد: یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید. و به فاطمه زهرا(س) اشاره کرد. چون او بعد از من یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا کسی از زنان قریش به او آزار برساند. مبادا کسی به صورتش سیلی بزند. مبادا کسی بر او فریاد بکشد. مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زنندهای داشته باشد. اما وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه عرض می کنم تا او برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فرا خواند و به وی فرمود: «نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم؛ از تو می خواهم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی.»
پس فاطمه زهرا(س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر(ص) عرض کرد. پیامبر اکرم (ص) آن پیراهن را برای خدیجه فرستاد و او بسیار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خدیجه، پیامبراکرم(ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل در حالی که کفن از بهشت همراه داشت، نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: «ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده بگیریم.»
وفات حضرت خدیجه (س)
خدیجه در سن 65 سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج ازشعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کرد. رسول خدا(ص) شخصا درون قبر رفت، سپس خدیجه را در خاک نهاد و آن گاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت. او بر خدیجه اشک می ریخت، دعا می کرد و برایش آمرزش می طلبید. آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در«حجون» واقع است. رحلت خدیجه برای پیغمبر(ص) مصیبتی بزرگ بود؛ زیرا خدیجه یاور پیغمبر خدا(ص) بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد(ص) احترام میگذاشتند واز ازار وی خوداری می کرددند.