ارزش هـر دانـشی به موضوع آن است و چون ذات حق ، برترین موضوع است و هیچ چیز را با او نمی توان مقایسه کرد، خداشناسی ، ارزشمندترین و برترین دانشی است که بشر بدان دست می یابد.
درباره شناخت خداوند، در آیات و روایات بسیار سخن گفته شده است که در این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم .
خداشناسی ، هدف خلقت
یـکی از اهداف آفرینش جهان ، آگاه ساختن انسان از دانش و توانایی خداوند و معرفت یافتن به ذات و صفات اوست و این بیانگر گوشه ای از ارزش بسیار شناخت خداوند است . قرآن کریم می فرماید:
((اَللّهُ الَّذی خـَلَقَ سـَبـْعَ سـَمـواتٍ وَ مِنَ الاَْرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الاَْمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا اَنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللّهَ قَدْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً)) (طلاق (65)، آیه 12)
خداوند کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آن را. فرمان او پیوسته در میان آن ها نازل می شود. این برای آن است که بدانید خداوند بر همه چیز تواناست و این که علم او بر همه چیز احاطه دارد.
فطرت برگونه ای خاص از خلقت دلالت دارد که با ویژگی هایی همراه است . این ویژگی ها اکـتـسابی نیستند و برای برخورداری از آن ها نیازی به تعلیم و تعلم نیست و دیگر آن که در هـمـه انـسـان هـا یـافـت مـی شـونـد و اگـر در بعضی انسانها بـه ظـهـور نـرسـیده، بـه دلیل موانعی است که بر سر راه آن ها بوده است
شناخت خدا، معیار فضیلت
بـسـیـاری از جـوامـع بشری ، در گذشته و امروز، اسیر تعصب های قومی و افکار جاهلی بوده و آنـچـه در مـیان آنان معیارهای برتری افراد بر یکدیگر به شمار می رفته ، ارزش های مادّی ـ هـمـانـنـد ثـروت ، نـژاد، زبـان ، رنـگ پـوسـت و قـومـیّت ـ بوده است . امّا در آیین اسلام ارزش ها دگـرگـون شـده و نـظـامـی بـراسـاس کـرامـت انـسـانـی و فضایل معنوی بنا گردیده است . از این رو، شناخت خداوند، از یک سو برترین معیار فضیلت مۆ منان بر یکدیگر است و از سویی دیگر درجات قرب آنان در پیشگاه الهی نیز متناسب با درجات معرفت آنان است . قرآن کریم می فرماید:
((یَرْفَعِ اللّهُ الَّذینَ امَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذینَ اُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ)) (مجادله (58)، آیه 11)
خـداونـد [رتـبـه ] کسانی از شما را که گرویده اند و کسانی را که دانشمندند [برحسب ]درجات بلند گرداند.
خداشناسی ، برترین دانش
ارزش هـر دانـشی به موضوع آن است و چون ذات حق ، برترین موضوع است و هیچ چیز را با او نمی توان مقایسه کرد، خداشناسی ،ا رزشمندتارین و برترین دانشی است که بشر بدان دست می یابد.
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) نقل است که فرمودند:
((لَیـْسَ شَیْءٌ اِلاّ وَ لَهُ شَیْءٌ یَعْدِلُهُ اِلا اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فَاِنَّهُ لا یَعْدِلُهُ شَیْءٌ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ فَاِنَّهُ لا یَعْدِلُها شَیْءٌ)) (ثواب الاعمال ، شیخ صدوق ، ص 17.)
هر چیز، برابری دارد مگر خداوند عزوجلّ که هیچ چیز با او برابر نیست و [همچنین ]لا اله الا اللّه که هیچ چیز با آن برابری نمی کند.
روشـن اسـت کـه مـراد از ((لا اله الا اللّه )) اقـرار بـه وحـدانیت خدا است که از روی شناخت باشد.
همچنین ، امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
اگر مردم می دانستند که چه ارزشی در شناخت خدای عزّوجلّ هست ، هرگز به متاع دنیا و نعمت های آن ، که خداوند دشمنانش را از آن ها بهره مند ساخته است ، چشم نمی دوختند و دنیا در نظرشان از آنچه بر آن پای می گذارند، بی ارزش تر می نمود و از نعمت معرفت خداوند عزّوجلّ برخوردار مـی شـدنـد و از آن لذت مـی بـردند؛ همچون لذت کسی که در باغ های بهشتی همراه با اولیای الهی به سر می برد. (الکافی ، شیخ کلینی ، ج 8، ص 247.)
خداشناسی فطری
((فـطـرت ))، کـه در زبـان فـارسـی بـا واژه ((سـرشـت )) بـرابـر اسـت ، در اصـل از ریـشـه ((فـَطـَرَ)) بـه مـعـنای خلقت و ابداع (آفرینش بدون سابقه ) است . بنابراین ، فطرت برگونه ای خاص از خلقت دلالت دارد که با ویژگی هایی همراه است . این ویژگی ها اکـتـسابی نیستند و برای برخورداری از آن ها نیازی به تعلیم و تعلم نیست و دیگر آن که در هـمـه انـسـان هـا یـافـت مـی شـونـد و اگـر در بعضی انسانها بـه ظـهـور نـرسـیده، بـه دلیل موانعی است که بر سر راه آن ها بوده است.
فـطـرت انـسـان دارای دو جـنـبـه اسـت : یـکـی شـناخت (بینش ) و دیگری ، خواسته ها(گرایش ها). فـطـرت انـسـانی درباره خداوند به هر دو جنبه بازمی گردد و از این رو، انسان دارای فطرت خداپرستی و خداشناسی است .
فطرت خداپرستی
گـاهـی مـی گـویـنـد کـه ((خـداجـویـی )) و ((خداپرستی )) فطری است ؛ به این معنا که یکی از گـرایش های انسان ، توجه به خدا و جست و جوی اوست . گواه بر این حقیقت آن است که انسان ها در طـول تـاریـخ ، هـمـواره در جـسـت و جـوی خـدا بـوده انـد و اخـتـلاف های نژادی ، جغرافیایی و فـرهـنـگـی نیز او را از این جست و جو بازنداشته اند. گرچه همیشه کسانی خواسته اند او را از گـرایـش بـه جـهـان غـیب و کرنش در برابر خداوند بازدارند، اما در این راه موفق نبوده و شکست خـورده انـد. جـامعه شناسان نیز در تحقیقات خود، به این نتیجه رسیده اند که زندگی بشر در طول تاریخ ، همواره با دین و اعتقاد به خدا همراه بوده است .
((پـرسـتـش )) به معنای خضوع ، عبودیت و اظهار عجز و نیاز به پیشگاه خداوند است . انسان با فـطـرت خود درمی یابد که این جهان بی کران ، بدون تکیه بر وجودی بی نیاز، سامان نمی یـابـد و ایـن وجـود، تـوانـا و دانـاست تا از نیازهای جهان آگاه باشد و آن ها را برآورده سازد. البـتـه ، گـاهی انـسـان در شـنـاخـت ایـن وجـود، بـه بـیـراهـه می رود و گمراه می شود و آنچه را شایستگی خدایی ندارد، می پرستد و به اشتباه خدا می پندارد.
خلاصه...
یـکی از اهداف آفرینش جهان ، آگاه ساختن انسان از دانش و توانایی خداوند و کسب این معرفت است . این شناخت ارزشمندتارین و برترین دانشی است که بشر بدان دست می یابد. خداوند بخشی از ابزار این شناخت را از ابتدای خلقت به بشر داده که همان فطرت است .