(تفسیر جزء 30 - سورهی عصر)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
«1» وَالْعَصْرِ «2» إِنَّ الإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ
«3» إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبْرِ
به روزگار سوگند. همانا انسان در خسارت است. مگر آنان که ایمان آورده
و کارهای نیک انجام داده و یکدیگر را به حق و استقامت سفارش میکنند.
نکتهها:
در صدر اسلام، مسلمانان هنگام خداحافظی و جدا شدن از یکدیگر این سوره را تلاوت میکردند.
خداوند در قرآن، به همهی مقاطع زمانی سوگند یاد کرده است. فجر: «و الفجر»؛ صبح: «و الصبح»؛ روز: «و النّهار»، شب: «و الّیل»؛ چاشت: «و الضُحی»؛ سحر: «والّیل اذ ادبر» و عصر: «و العصر» گرچه به سحر چند بار سوگند یاد کرده است.
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که منظور، عصر خروج حضرت مهدی علیهالسلام است.
بعضی مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفتهاند. بعضی عصر را به معنای لغوی آن یعنی فشار گرفتهاند؛ زیرا که فشارها سبب غفلتزدایی و تلاش و ابتکار انسانهاست. بعضی مراد از عصر را عصارهی هستی یعنی انسان کامل گرفتهاند و بعضی آن را هنگام نماز عصر دانستهاند.
خسارت در مال قابل جبران است؛ امّا خسارت در انسانیّت، بالاترین خسارتهاست. «ان الخاسرین الّذین خسروا انفسهم»
سفارش دیگران به حق، ممکن است عوارض تلخی داشته باشد که باید با صبر و استقامت به استقبال آن رفت. «تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر»
فخر رازی میگوید: انسان در دنیا مانند یخفروشی است که هر لحظه سرمایهاش آب میشود و باید هر چه زودتر آن را بفروشد و گرنه خسارت کرده است.
با اینکه سفارش به حق و صبر جزء اعمال صالح است؛ ولی به خاطر اهمیّت جداگانه بیان شدهاند. همان گونه که صبر و استقامت نیز حق میباشد ولی به خاطر اهمیّت صبر جداگانه آمده است. «تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر»
بازار دنیا
نگاه اجمالی به آیات قرآن ما را به این نکتهی اساسی میرساند که دنیا بازار است و تمام مردم عمر و توان و استعداد خودشان را در آن عرضه میکنند و فروش جنس در این بازار اجباری میباشد. حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «نفس المرء خطاه الی اجله» یعنی نفس کشیدن انسان گامی به سوی مرگ است. پس انسان الزاماً سرمایهی عمر را هر لحظه از دست میدهد و ما نمیتوانیم از رفتن عمر و توان خود جلوگیری کنیم. بخواهیم یا نخواهیم توان و زمان ما از دست ما میرود. لذا در این بازار آنچه مهم است انتخاب مشتری میباشد. افرادی با خدا معامله میکنند و هر چه دارند در طبق اخلاص گذاشته و در راه او و برای رضای او گام برمیدارند؛ این افراد، عمر فانی را باقی کرده و دنیا را با بهشت و رضوان الهی معامله میکنند. این دسته برندگان واقعی هستند؛ زیرا اولاً خریدار آنها خداوندی است که تمام هستی از اوست.
ثانیا،ً اجناس ناچیز را هم میخرد. «فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره»
ثالثاً، گران میخرد و بهای او بهشت ابدی است. «خالدین فیها»
رابعاً، اگر به دنبال انجام کار خوب بودیم؛ امّا موفق به عمل نشدیم باز هم پاداش میدهد. «لیس للانسان الا ما سعی» یعنی اگر کسی سعی کرد گرچه عملی انجام نگرفت کامیاب میشود.
خامساً، پاداش را چند برابر میدهد. «اضعافاً مضاعفة» به قول قرآن تا هفتصد برابر پاداش میدهد و پاداش انفاقهای نیک مانند دانهای است که هفت خوشه از آن بروید و در هر خوشه صد دانه باشد.
امّا کسانی که در این بازار، عمر خود را به هوسهای خود یا دیگران بفروشند و به فکر رضای خدا نباشند، خسارتی سنگین کردهاند که قرآن چنین تعبیراتی در مورد آنها دارد:
تجارت بد انجام دادهاند. «بئسما اشتروا به انفسهم»
تجارتشان سود ندارد. «فما ربحت تجارتهم» زیان کردند. «خسروا انفسهم»
زیان آشکار کردند. «خسراناً مبیناً»
در زیان غرق شدند. «لفی خسر»
در دید این گروه، زرنگ و زیرک کسی است که بتواند با هر کار و کلام و شیوهای، خواه حق و خواه باطل، زندگی مرفهی درست کند و در جامعه شهرت و محبوبیّتی یا مقام و مدالی کسب کند و در غیر این صورت، به او لقب باخته، عقب افتاده و بدبخت میدهند.
امّا در فرهنگ اسلامی، زیرک کسی است که از نفس خود حساب بکشد و آن را رها نکند، برای زندگی ابدی کار کند و هر روزش بهتر از دیروزش باشد. از مرگ غافل نباشد و به جای هرزگی و حرص و ستم به سراغ تقوا و قناعت و عدالت برود.
امام هادی علیهالسلام فرمودند: «الدّنیا سوق ربح قوم و خسر آخرون» دنیا بازاری است که گروهی سود بردند و گروهی زیانکار شدند.
پیامها:
1- دوران تاریخ بشر، ارزش دارد و خداوند به آن سوگند یاد کرده است. پس از عبرتهای آن پند بگیریم. «والعصر»
2- انسان از هر سو در خسارت است. «لفی خسر»
3- انسان که در مدار تربیت انبیا نباشد، در حال خسارت است. «انّ الانسان لفی خسر»
4- تنها راه جلوگیری از خسارت، ایمان و عمل است. «آمنوا و عملوا الصالحات»
5- به فکر خود بودن کافی نیست. مؤمن در فکر رشد و تعالی دیگران است. «تواصوا بالحقّ»
6- سفارش به صبر به همان اندازه لازم است که سفارش به حق. «بالحقّ - بالصبر»
7- ایمان بر عمل مقدم است؛ چنانکه خودسازی بر جامعهسازی مقدم است. «آمنوا و عملوا... و تواصوا»
8- بدون ایمان و عمل صالح و سفارش دیگران به حق و صبر، خسارت انسان بسیار بزرگ است. «لفی خسر» (نکره بودن «خُسر» و تنوین آن نشانهی عظمت خسارت است.)
9- اقامهی حق به استقامت نیاز دارد. «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»
10- جامعه زمانی اصلاح میشود که همهی مردم در امر به معروف و نهی از منکر مشارکت داشته باشند. هم پند دهند و هم پند بپذیرند. «تواصوا بالحقّ» (کلمهی «تواصوا» برای کار طرفینی است)
11- نجات از خسارت زمانی است که انسان در صدد انجام تمام کارهای نیک باشد گرچه موفق به انجام آنها نشود. «عملوا الصالحات» (کلمهی «الصالحات» به صورت جمع محلّی به الف و لام آمده است)
12- ایمان باید جامع باشد نه جزئی. ایمان به همهی اجزای دین، نه فقط برخی از آن. «الاّ الّذین آمنوا» (ایمان، مطلق آمده است تا شامل تمام مقدسات شود.)