کربلا.... یکشنبه پنجم محرمالحرام سال 61 هجری قمری
نیروهای پراکنده در سطح شهر کوفه کمکم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد میپیوندند. نوشتهاند: شیث بن ربعی با هزار سوار به سوی کربلا روان شد.
عبیدالله عدهای را مأموریت داد تا در مسیر کربلا بایستند و از حرکت کسانی که به قصد یاری حسین (ع) از کوفه خارج میشوند، جلوگیری کنند.
چون گروهی از مردم میدانستند که جنگ با امام حسین (ع) در حکم جنگ با خدا و پیامبر است، در اثنای راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار میکردند. نوشتهاند: فرماندهی که از کوفه با هزار جنگجو حرکت کرده بود، چون به کربلا رسید، سیصد یا چهارصد نفر همراه او بودند و بقیه چون اعتقادی به این جنگ نداشتند، اقدام به فرار میکردند.
از سخنان امام حسین (ع) با سپاه دشمن: «هیهات ما تن به ذلّت نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلّت و خواری را نپسندیدند. دامنهای پاکی که ما را پرورده است و سرهای پرشور و مردان غیرتمند هرگز فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.
عاشورا و انتظار
یکم. پیوندها
پیوند دو فرهنگ عاشورا و انتظار از دلایل و شواهد متعددی برخوردار است. در این جا ضمن بیان آنها، به تحلیل و رهیافتهای برخاسته از آنها نیز خواهیم پرداخت.
1. مهدی علیهالسلام، فرزند حسین علیهالسلام
صدها روایت، در این باب وارد شده که در آنها تاکید گردیده است که امام مهدی علیهالسلام نهمین فرزند حضرت حسین علیهالسلام است.
2. مهدی علیهالسلام، خونخواه حسین علیهالسلام
امام باقر (ع) در مورد آیهی «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناٌ فلا یسرف فی القتل» میفرماید: مقصود از «من قتل مظلوماً»، حسین بن علی است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون حسین (ع) برمیآید ... مقتول حسین (ع) و ولی او قائم (عج) است.
3. یاد حسین علیه السلام، کلام نخستین مهدی علیه السلام
آن گاه که مهدی موعود ظهور کند، بین رکن و مقام میایستد و چنین ندا میدهد:
«الا یا اهل العالم! انا الامام القائم؛
الا یا اهل العالم! انا الصمصام المنتقم؛
الا یا اهل العالم! ان جدی الحسین قتلوه عطشاناً؛
الا یا اهل العالم! ان جدی الحسین طرحوه عریاناً؛
الا یا اهل العالم! ان جدی الحسین سحقوه عدواناً».
4. «یا لثارات الحسین»، شعار یاران مهدی علیهالسلام
فضل بن شاذان نقل میکند که شعار یاران مهدی «یا لثارات الحسین» (ای خونخواهان حسین) است.
5. یاری حسین علیهالسلام، یاری مهدی علیهالسلام
حضرت سکینه (س) نقل میکند: امام حسین علیهالسلام شبی در کربلا، خطاب به یاران خود فرمود: «همانا جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فرزند من حسین در زمین کربلا، غریب و تنها، عطشان و بیکس، کشته میشود. کسی که او را یاری کند، مرا و فرزندش مهدی را یاری کرده است و هر کس به زبان خود، ما را یاری کند، فردای قیامت در حزب ما خواهد بود».
6. یکسانی القاب حسین علیهالسلام و مهدی علیهالسلام
القاب «ثار الله»، «الوتر الموتور» و «الطرید الشرید»، القاب مشترک حسین علیهالسلام و مهدی (عج) است.
7. زیارت عاشورا
زیارت عاشورا - که زیارت مخصوص امام حسین علیهالسلام است - در دو قسمت، از خونخواهی حسین علیهالسلام در رکاب امام مهدی (عج) خبر میدهد:
«ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله » و «ان یرزقنی طلب ثاری [کم] مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم ».
8. روز عاشورا و یاد مهدی علیهالسلام
امام باقر علیهالسلام میفرماید: یکدیگر را در روز عاشورا این گونه تعزیت دهید:
«خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین علیهالسلام بزرگ گرداند و ما و شما را، از کسانی قرار دهد که به همراه ولیاش، امام مهدی از آل محمد علیهمالسلام، طلب خون آن حضرت کرده، به خونخواهی او برخیزیم».
9. عاشورا روز ظهور مهدی علیهالسلام
امام باقر علیهالسلام میفرماید: «گویا قائم را میبینم که روز عاشورا، روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا میکند . . .»
امام صادق علیهالسلام نیز فرمود: « قائم - درود خدا بر او باد - در شب بیست وسوم ماه رمضان به نامش ندا میشود و در روز عاشورا، روزی که حسین بن علی در آن کشته شد، قیام خواهد کرد».
10. میلاد حسین علیهالسلام و یاد مهدی علیهالسلام
در توقیع مبارک امام عسکری علیهالسلام برای قاسم بن علاء همدانی آمده است که: در روز تولد امام حسین علیهالسلام، این دعا را بخوان: «خداوندا! من تو را به مقام مولود این روز میخوانم. او پیش از آنکه به دنیا چشم بگشاید و قبل از آنکه تولد یابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هر کس در آن بود و زمین و هر کس بر روی آن بود، بر او گریه کرد ... . او که در عوض شهادت، ائمه از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد، فوز و رستگاری با او، در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصیا از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپری شدن غیبت او میباشد».
11. میلاد مهدی علیهالسلام و یاد حسین علیهالسلام
شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان مینویسد: با فضیلتترین اعمال شب نیمهی شعبان - که باعث آمرزش گناهان است - زیارت امام حسین علیهالسلام میباشد. هر که میخواهد، روح 124 هزار پیامبر با او مصافحه کند، امام حسین علیهالسلام را زیارت کند. اقل زیارت آن حضرت آن است که به بالای بامی رود و به سمت راست و چپ نگاه کند؛ سپس سر به جانب آسمان بلند کند و حضرت را با این کلمات زیارت کند: «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمه الله و برکاته»
در قسمت «زیارات» نیز مینویسد: احادیث بسیاری در فضیلت زیارت امام حسین علیهالسلام در نیمهی شعبان وارد شده و بس است در این باب آنچه که به چندین سند معتبر از حضرت امام زینالعابدین علیهالسلام و امام جعفر صادق علیهالسلام وارد شده که: هر که بخواهد با او 124 هزار پیامبر، مصافحه کنند، زیارت کند قبر ابی عبدالله الحسین علیهالسلام را در نیمهی شعبان. به درستی که ملائکه و ارواح پیامبران، رخصت میطلبند و به زیارت آن حضرت میآیند. پس خوشا به حال آن که مصافحه کند با ایشان، و ایشان مصافحه کنند با او. پنج پیامبر اولوالعزم (نوح، ابراهیم، موسی و عیسی علیهمالسلام و محمد صلی الله علیه و آله) نیز با ایشاناند.
12. شب قدر و یاد حسین علیهالسلام
شب قدر، متعلق به امام زمان علیهالسلام است و در این شب یکی از اعمال مستحبی، زیارت امام حسین علیهالسلام است . شیخ عباس قمی می نویسد:
«بدان که احادیث در فضیلت زیارت امام حسین علیهالسلام در ماه مبارک رمضان - بویژه شب اوّل و نیمه و آخر آن و به خصوص شب قدر - بسیار است. از حضرت امام محمدتقی علیهالسلام منقول است که هر که زیارت کند، امام حسین علیهالسلام را در شب بیست و سوم ماه رمضان - و آن شبی میباشد که امیدست شب قدر باشد و در آن شب هر امر محکمی جدا و مقدر میشود - مصافحه کند با او روح 124 هزار ملک و پیغمبر که همه رخصت میطلبند از خداوند در زیارت آن حضرت در این شب.
از حضرت صادق علیهالسلام مروی است: چون شب قدر میشود، منادی از آسمان هفتم از بطن عرش ندا میکند که حق تعالی هر کسی را که به زیارت قبر حسین علیهالسلام آمده، آمرزید.
و در روایت دیگر است که هر که شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو رکعت نماز بگذارد، نزد آن حضرت یا آنچه که میسر شود و از حق تعالی بهشت و پناه از آتش را بخواهد، خداوند به او بهشت و پناه از آتش را عطا فرماید. ابن قولویه از حضرت صادق علیهالسلام روایت کرده که هر که زیارت کند قبر امام حسین علیهالسلام را در ماه رمضان و در راه زیارت بمیرد، حسابی نخواهد داشت و به او بگویند که بدون خوف و بیم داخل بهشت شو».
13. حسین علیهالسلام در کلام مهدی علیهالسلام
در دعای ندبه آمده است: «این الطالب بدم المقتول بکربلا» و «این الحسن، این الحسین و این ابناء الحسین». و در زیارت منسوب به ناحیهی مقدسه آمده است: «اگر زمانه مرا به تأخیر انداخت و مقدورات از یاریت بازم داشت و نتوانستم در رکاب تو با دشمنانت بجنگم، ولی از بام تا شام در یاد تو سرشک غم از دیده میبارم و به جای اشک خون میگریم.»
14. زیارت حسین علیهالسلام و مهدی علیهالسلام در عیدها
در عیدهای اسلامی فطر، قربان و غدیر، زیارت این دو امام، وارد شده است.
15. کوفه، پایگاه مشترک حسین علیهالسلام و مهدی علیهالسلام
امام حسین علیهالسلام از مکه به سمت کوفه رفت و حضرت مهدی علیهالسلام از مکه به سوی کوفه خواهد رفت و مقرّ حکومت خود را در کوفه قرار خواهد داد؛ یعنی، راه نیمهی سیدالشهدا علیهالسلام را به پایان خواهد رساند.
16. فرشتگان یاور حسین علیهالسلام، یاوران مهدی علیهالسلام
شیخ صدوق از امام رضا علیهالسلام نقل میکند:
«به تحقیق چهار هزار فرشته برای نصرت و یاری حسین [علیهالسلام] به زمین فرود آمدند. آنان هنگامی که نازل شدند، دیدند حسین [علیه السلام] کشته شده است، از این رو، ژولیده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت کردند و همچنان هستند تا اینکه قائم، قیام کند و آنان از یاوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان یا لثاراتالحسین است».
17. رجعت حسین علیهالسلام در دولت مهدی علیهالسلام
امام محمدباقر علیهالسلام میفرمایند: امام حسین علیهالسلام شب عاشورا به اصحابش فرمود: «بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم که بعد از آنچه بر ما جاری شود، مکث خواهیم کرد آن قدر که خدای تعالی خواسته باشد، پس بیرون میآورد ما و شما را در آن هنگامی که قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد کشید از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهیم کرد ایشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نکال . . .» و امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا، دوباره از «رجعت» خود سخن گفته، میفرماید: «من اولین کسی خواهم بود که زمین شکافته میشود و رجعت میکنم».
18. حسین علیهالسلام در سوگ مهدی علیهالسلام
امام صادق علیهالسلام دربارهی آیهی شریفهی «ثم رددنا لکم الکره علیهم» میفرماید: «مقصود زنده شدن دوبارهی امام حسین علیهالسلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است؛ در حالی که کلاهخودهایی طلایی بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوبارهی حضرت حسین علیهالسلام را اطلاع میدهند تا مؤمنان به شک و شبهه نیفتند».
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «حسین علیهالسلام با اصحابش میآیند و هفتاد پیامبر آنان را همراهی میکنند؛ چنانکه همراه موسی علیهالسلام هفتاد نفر فرستاده شدند. آن گاه حضرت قائم علیهالسلام انگشتر را به وی میسپارد و امام حسین علیهالسلام غسل و کفن، حنوط و دفن حضرت قائم را بر عهده میگیرد».
19. مهدی علیهالسلام و زنده نگه داشتن یاد عاشورا
در این باب، داستانهای متعددی میباشد که از میان آنها، داستان علامه بحرالعلوم ، گواه خوبی بر عشق و علاقهی وافر حضرت حجت علیهالسلام به عزاداری و زنده نگه داشتن یاد عاشورا و شهدای کربلا است.
20. مهدی علیهالسلام و سفارش به زیارت عاشورا
محدث نوری (ره) حکایت سید رشتی را چنین نقل میکند که حضرت به سید دستور خواندن نافله (بویژه نافلهی شب)؛ زیارت جامعه و زیارت عاشورا را میدهد و بعد از آن میفرماید: شما چرا نافله نمیخوانید؟ نافله، نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمیخوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا! و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمیخوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه!
21. مهدی علیهالسلام در سوگ حسین علیهالسلام
علامهی امینی (ره) در الغدیر میگوید: در میان اصحاب ما مشهور است که در هر مجلسی قصیدهی ابن عرندس خوانده شود، موجب تشریففرمایی حضرت بقیه الله - روحی له الفداه - به آن مجلس میشود.
22. مصیبت حسین علیهالسلام و تعجیل در فرج
صاحب مکیال المکارم میگوید: یکی از دوستان صالحم برایم نقل کرد که مولایمان حضرت حجت علیهالسلام را در خواب دیدار کرده بود و حضرتش سخنی فرموده بود که مضمونش این است: «همانا من برای هر شیعهای که مصیبت جدّ شهیدم را یاد کند و سپس برای تعجیل فرج و تأیید [امر من] دعا کند، من [نیز] برای او دعا خواهم کرد».
23. سختی مصیبت
مصیبت حسین علیهالسلام سختترین مصیبتها است:
«. . . فرزند تو به مصیبتی گرفتار میشود که مصیبتها در کنار آن کوچک خواهد بود».
مهدی (ع) نیز مصیبتش طولانی و محنتش شدید است. او شاهد همهی رنجها و مصیبتهایی است که بر تمامی انسانها و فرد فرد شیعیانش وارد میشود:
«ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبردهایم.»
24. اصلاحگری
امام حسین علیهالسلام و مهدی علیهالسلام دو اصلاحگر سترگاند. حسین علیهالسلام میگوید: «انما خرجت لطلب الاصلاح ».
در مورد حضرت مهدی نیز آمده است: «لیصلح الامه بعد فسادها؛ خداوند به وسیلهی حضرت مهدی علیهالسلام این امت را پس از آن که تباه شدهاند، اصلاح میکند».
25. بیعت نکردن با طاغوت
امام حسین علیهالسلام میفرماید: «نه به خدا قسم دستم را از روی خواری و ذلّت به شما ندهم و مانند بردگان فرار نمیکنم.»
مهدی علیهالسلام نیز بیعت هیچ طاغوتی را به گردن ندارد.
«هر کدام از ما (اهلبیت علیهمالسلام) در زمان خود بیعت حاکمان و طاغوتهای زمان را (از روی تقیه) به عهده داریم؛ مگر قائم ... تا هنگامی که قیام میکند بر گردنش بیعت حاکمی نباشد؛ او نهمین فرزند برادرم حسین است.»
26. آرزوی شهادت در رکاب حسین علیهالسلام و مهدی علیهالسلام
دو آرزو در روایات ما مطلوب است؛ یکی بودن در کربلا و شهادت در رکاب حسین و دیگری فیض جهاد و شهادت در رکاب امام مهدی علیهالسلام:
دوم. تحلیلها
1. عاشورا، پشتوانهی فرهنگی انتظار
فرهنگ عاشورا، زمینهساز فرهنگ انتظار است. انتظار ادامهی عاشورا است و چشم به راه حسین دیگری نشستن در کربلایی به وسعت جهان.
فرهنگ عاشورا آن چنان در روح انسانها، رسوخ کرده و آتش عشقش، شرارهای در دلها انداخته است که بدون تردید، مؤثرترین و پایدارترین عنصر فرهنگساز، برای شیعیان و تمامی انسانهای آزادهی عالم میباشد. به گفتهی امام راحل (ره): «ما هر چه داریم از محرم و صفر داریم».
2. اشتراک در اهداف
هدف مهدی علیهالسلام، نجات انسانها از بردگی فکری و برداشتن زنجیرهای اسارت از آنان است.
امام باقر علیهالسلام میفرماید: «هنگامی که قائم قیام کند، هر آینه باطل از بین میرود».
هدف امام حسین علیهالسلام نیز در زیارت ربعین چنین بیان شده است: «خون خود را تقدیم تو کرد، تا انسانها را از نادانی و گمراهی رهایی بخشد».
پس هدف هر دو، احیای دین و جلوگیری از انحطاط ارزشها است.
3. مشابهت در زمانه
حسین علیهالسلام زمانهی خود را چنین توصیف میکند: «همانا در شرایطی هستیم که سنت پیامبر، از بین رفته و بدعتها زنده شده است». « اگر حاکم امت، فردی همچون یزید باشد، پس باید فاتحهی اسلام را خواند».
زمانهی مهدی علیهالسلام نیز چنین است: «چون مهدی قیام کند، خواهشهای نفسانی را به هدایت آسمانی، باز گرداند؛ پس از آنکه رستگاری را به هوای نفس بازگردانده باشند. آرا و افکار را پیرو قرآن کند، پس از آنکه قرآن را تابع رأی خود گردانده باشند ... پس مهدی به شما نشان خواهد داد که روش عادلانه در حکومت، چگونه است و آنچه را که از کتاب و سنت متروک مانده، زنده خواهد ساخت».
زمانهی مهدی علیهالسلام و حسین علیهالسلام، در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بیدینی و بدعت در سطح جهانی، مشابه یکدیگر است.
مشابهت در زمانه، ابعاد متعددی دارد؛ از تبلیغات جبههی باطل گرفته تا حاکمیت خلفای جور و غربت دین در عرصهی زندگی و جامعه. تبلیغات بنیامیه و معاویه علیه اهلبیت علیهمالسلام و امام حسین علیهالسلام، شباهت زیادی به تبلیغات کشورهای استکباری و صهیونیستها، علیه ایران اسلامی دارد.
4. مشابهت در یاران
یاران حسین علیهالسلام بهترین یاران و فدایی او بودند. آنان از معرفت، محبت، اطاعت و تسلیم نسبت به امام خود و سبقت در اجرای خواستهها و فرامین او برخوردارند و در عبادت، صداقت، اخلاص و شجاعت یگانهی دوران بودند.
یاران مهدی علیهالسلام نیز چنیناند: « آنها مطیعتر از کنیز نسبت به مولای خود هستند».
« یاران مهدی (عج) در فرمانبرداری از حضرتش، بسیار کوشا و مصمماند».
« آنان [در شایستگیها و امتیازات بر اوج رفیعیاند] نه از نسلهای گذشته، کسی از آنان پیشی گرفته و نه از آیندگان، کسی به مقام والای آنان میرسد».
«عابدان شب و شیران روزند، [در شجاعت] قلوبشان همچون پارههای آهن است».
5. ضرورت درگیری و نبرد
درگیری بین حق و باطل و ایمان و کفر، یک ضرورت است؛ چون حقیقت «ایمان»، حرکت و رویش و خصلت «کفر» ایستادگی و ماندگی است.
سادهاندیشی است اگر گمان شود، مسائل و مشکلات، تنها با گفتوگو حل میشود. باید به فکر پس از گفتوگو هم بود که اگر زیر بار حق نرفتند و یا خواستند بر ظلم خود باقی بمانند، چه باید کرد؟ پس از گفتوگو و دو گروه شدن، مخاصمه و درگیری هم هست یا نه؟ «به راستی آیا مشکل اسرائیل و فلسطین، با گفتوگو حل میشود؟ آیا آمریکا با گفتوگو حاضر است، از خوی استکباری خود دست بردارد؟
نبرد حسین علیهالسلام و یزید، جنگ مهدی علیهالسلام و مستکبران، نبرد حق و باطل است؛ یکی در محدودهی کربلا و دیگری در وسعت همهی زمین.
امام باقر علیهالسلام میفرماید: « او فقط شمشیر را میشناسد» .
امام صادق علیهالسلام میفرماید: « [یاران قائم شمشیرهای خویش را بر زمین نمینهند تا این که خدای عزّ و جلّ راضی شود».
6. منتظران مهدی علیهالسلام، پرورشیافتگان مکتب عاشورا
یاران مهدی علیهالسلام، همه عاشوراییاند و در مکتب حسین علیهالسلام پرورش یافته و بالیدهاند .
کسانی میتوانند در رکاب مهدی علیهالسلام باشند و امام حق را یاری رسانند که در مکتب عاشورا آبدیده شده و معیار جنگ و صلح را از او آموخته باشند که حسین علیهالسلام خود معیار سلم و حرب و تولا و تبرا است.
7. سختی و مشکلات راه
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «قیام امام زمان علیهالسلام نشانههایی دارد». راوی پرسید: آنها چیستند؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: « این سخن خداوند است که «شما را با گرسنگی و ترس آزمایش میکند»؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، خون است و عرق ریختن و سوار بر مرکبها بودن در میدانهای مبارزه».
8 . پیوستن و جدا شدن یاران
به کاروان حسین علیهالسلام کسانی پیوستند که امید پیوستنشان نبود؛ همچون زهیر و حر که یکی عثمانی بود و در صفین بر علیه علی علیهالسلام شمشیر زده و دیگری فرماندهی سپاه عمر سعد بود . و کسانی به بهانههای واهی نپیوستند، همچون طرماح بن عدی و یا پیوستند و جدا شدند و سعادت شهادت در کنار حسین علیهالسلام را نداشتند؛ چه آنانی که در میانهی راه جدا شدند و چه آنانی که در کربلا، از میدان معرکه گریختند.
در مورد یاران مهدی علیهالسلام نیز داریم:
قال الصادق علیهالسلام: «هنگامی که قائم قیام کند از امر [ولایت] او کسانی بیرون میروند که همواره چنین به نظر میرسید از یاران او باشند. و به امر [ولایت] او در میآیند آنانی که شبیه خورشیدپرستان و ماهپرستانند.»
در مورد یهودیان جزیرهالعرب، نیز داریم که منتظر آمدن پیامبر بودند. امّا وقتی آمد، به او کافر شدند . « از حسین نیز تقاضا کردند که بیاید و نامهها نوشتند؛ امّا هنگامی که آمد، به او پشت کردند و خون او را ریختند.
9. الهامپذیری هر دو فرهنگ
امام حسین علیهالسلام با شهادت خود، پایهگذار فرهنگ شهادت شد و این فرهنگ، آن چنان در فرهنگ مسلمین ریشه دواند و در دلها جا باز کرد که به عنوان الگو، سرآغاز بسیاری از حرکتها و قیامهای حقطلبانه در سرزمین پهناور اسلامی بر علیه خلفا و حاکمان ستمگر، شد. در عراق، بصره و کوفه (سلیمان بن صرد، مختار، زید بن علی)؛ در حجاز، مدینه و مکه، در خراسان (یحیی بن زید) و هنوز هم همهی عدالتخواهان و مردان تاریخ، میگویند باید پا جای پای حسین و شهدای کربلا گذاشت (گاندی).
انتظار نیز به عنوان یکی از بزرگترین، قویترین و انگیزهسازترین آرمانهای انسانی، نقش بیبدیلی در از بین بردن یأس و ناامیدی و پیروزی نهایی مظلومان بر مستکبران دارد «و نرید ان نمن ... و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین». همچنان که میتواند به عنوان یک راهبرد اساسی و کلیدی در تمامی ابعاد سیاسی - اجتماعی، تربیتی و فکری یک جامعه تأثیرگذار باشد.
از سوی دیگر منتظر ظهور مصلح، خود باید صالح باشد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «ما دولت و حکومتی داریم و خداوند، هر گاه بخواهد این دولت ظهور خواهد کرد و اگر کسی خوشحال و خشنود میشود که از یاران مهدی علیهالسلام باشد؛ پس منتظر باشد و در حال انتظار، اهل ورع و اجتناب از گناهان و اهل محاسن و مکارم اخلاق باشد».
«گروهی از مشرق زمین به پا خاسته و زمینهساز حکومت امام مهدی علیهالسلام میشوند» .
10. زوال دولتهای باطل
حسین علیهالسلام با شهادت خود، باعث رسوایی و در نتیجه نابودی دولت بنیامیه شد. مهدی علیهالسلام نیز با ظهور خود، باعث رسوایی و تزلزل تمامی دولتهای مستکبر، خواهد شد:
« هنگامی که قائم قیام کند، هر دولت باطلی از بین میرود».
در دعای ندبه، ندا سر میدهیم:
«کجاست در هم شکنندهی شوکت متجاوزان؟ کجاست ویرانکنندهی بناهای شرک و نفاق؟ کجاست نابود کنندهی اهل نادرستی و عصیان و طغیان؟...».
در روایات نیز آمده است:
« در آن روز حکومتی جز حکومت اسلام، نخواهد بود».
« دولت مهدی (عج) شرق و غرب جهان را فرا گیرد».
«هنگامی که مهدی (عج) قیام کند، زمینی باقی نمیماند مگر آن که گلبانگ توحید و رسالت پیامبر در آن بلند گردد».
11. تکیه بر سنتهای الهی
سنت خداوند چنین است که تا تحولی در وجود انسانها پدید نیاید، وضعیت جامعه و اجتماع آنان، دگرگون نخواهد شد: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» و سنتهای الهی تخلفناپذیر است: «و لن تجد لسنه الله تبدیلا».
ظهور مهدی علیهالسلام زمینههای مردمی را میطلبد که باید فراهم شود و این به عهدهی ما است؛ گرچه اگر ما کاری نکنیم، ظلم فراگیر و باطل خود زمینهساز عدالت و حق خواهد بود؛ چون باطل رفتنی است: «قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا».
البته این بدان معنا نیست که از امدادهای غیبی و معجزات استفاده نمیشود؛ بلکه امدادهای غیبی نیز از سنتهای الهی است. و فرآیند خاص خود را دارد. به شهادت قرآن، پس از به کار گرفتن تمامی استعدادها، تلاشها، تحمل سختیها و شداید و طلب و درخواست انسانها، امداد و عنایت الهی فرا خواهد رسید.
از شرایط اساسی ظهور حضرت حجت زمینههای مردمی است:
«ان المهدی لایخرج حتی تقتل النفس الزکیه ... فاتی الناس المهدی فزفوه کما تزف العروس».
« ... انه لایخرج حتی لایکون غائب احب الی الناس منه مما یلقون من الشر».
12. نقش زنان
نقش زنان، در هیچ حرکتی از حرکتهای اسلامی و شیعی - از صدر اسلام تاکنون - به اهمیت و برجستگی نقش زن در قیام عاشورا نبوده است.
عاشورا تنها صحنهای است که در آن زن، در متن قرار دارد و نه حاشیه و نقش زن شیعی در آن، پررنگ و پرحضور است و شاید یکی از رمزهای جاودانگی آن همین باشد. نقش زینب، این شیرزن دریادل کربلا و همسر و دختران امام حسین علیهالسلام - به عنوان پیامآوران واقعهی عاشورا - از جایگاه خاصی برخوردار است. نقش ام وهب؛ دلهم (زن زهیر)؛ طوعه و ماری و حتی زنان قبیلهی بنی همدان، غیر قابل کتمان است.
مرحوم حاج شیخ ملاسلطان علی تبریزی - که از جمله عابدان و زاهدان بود - در عالم رؤیا خدمت امام زمان علیهالسلام رسید و عرض کرد: آیا اینکه فرمودید: «فلاندبنک صباحاً و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما» صحیح است؟ فرمود: آری، صحیح است.
عرض کردم: آن کدام مصیبت است که به جای اشک، خون گریه میکردید؟ آیا مصیبت حضرت علیاکبر است؟
حضرت فرمود: اگر علیاکبر هم بود، در این مصیبت خون میگریست.
- آیا مصیبت حضرت عباس است؟
- اگر عباس هم بود، در این مصیبت خون میگریست.
- آیا مصیبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام است؟
- اگر سیدالشهدا علیهالسلام هم بود، در این مصیبت خون میگریست.
- پس کدام مصیبت است؟
- مصیبت اسیری زینب.
در قیام حضرت مهدی علیهالسلام نیز چنین است و زنان از جایگاه ویژهای برخوردار خواهند بود. نقش زن در عصر ظهور، همچون نقش مدعیان امروز و طرفداران حقوق زن نیست که او را تا سر حد یک کالا و وسیلهای برای لذتطلبی و عیاشی تنزل دادهاند.
جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیهالسلام نقل میکند:
به خدا سوگند، 313 نفر میآیند که پنجاه تن از آنان زن هستند که بدون هیچ قرار قبلی، در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد».
امسلمه نیز از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده است: «در آن هنگام پناهندهای به حرم امن الهی پناه میآورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سمت به یک سو هجوم میبرند به سوی او جمع میشوند تا اینکه در نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد آمده که برخی از آنان زن میباشند که بر هر ستمگر و ستمگرزادهای پیروز میشوند» .
13. دشواری حفظ دین
در دوران امام حسین علیهالسلام بر اساس بدعتهای خلفا و تبلیغات بنیامیه، دین بیارزش و بازار دنیا پررونق بود: «مردم بندهی دنیا هستند و دین لقلقهی زبانشان میباشد؛ مادامی که زندگی دنیای آنها تأمین شود. امّا همین که در بوتهی امتحان قرار گرفتند، دینداران کم خواهند بود».
اگر نبود حسین علیهالسلام - این خط روشن ولایت و وارث پیامبران - چراغ دین، آخرین کورسوهای خود را میزد.
در عصر انتظار نیز حفظ دین، از سختترین کارها است. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «برای صاحب این امر (حضرت مهدی علیهالسلام) غیبتی خواهد بود. هر کس در روزگار غیبت او دین خود را حفظ کند، مانند کسی است که تیغهای تیز گیاه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد؛ سپس حضرت با دست [مبارک] خویش اشاره فرمود که چگونه با دست، تیغهای قتاد را باید هموار ساخت. آنگاه افزود: کدام یک از شما تا به حال توانسته است، خارهای خنجرگونهی قتاد را به دست بگیرد؟
سپس حضرت سر به زیر افکند و مدتی سکوت کرد؛ آن گاه افزود: برای صاحب این امر، غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت، هر بندهی خدایی باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید».
در روایتی دیگر، آمده است:
«کسی که در روزگار قائم ما، در امر ولایت ما ثابتقدم و استوار باقی بماند و نلغزد، چنان است که خداوند پاداش هزار شهید مانند شهدای جنگهای بدر و احد به آنان عطا میفرماید».
امام باقر علیهالسلام میفرماید: «روزگاری بر مردم خواهد آمد که امام و پیشوای ایشان از [چشم] آنان غایب و پنهان میگردد. پس خوشا بر احوال کسانی که در آن زمان (غیبت در امر ولایت) ثابتقدم و استوار میمانند».
حضرت در ادامه، فضایل فراوانی برای کسانی که دین خود را حفظ میکنند، بیان میدارد که این فضایل زیاد، به جهت سنگینی و عظمت کار آنان است.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «بارالها! مرا به دیدار برادرانم نایل گردان ... هر یک از ایشان در پایداری و استواری در دین، از کسی که در دل تیرهی شب، شاخهی پر تیغ گیاه قتاد را، با کف دست صاف و هموار میسازد، پایدارتر است؛ یا همانند کسی که صبورانه پاره آتشی را بر دست گیرد و در آن حال در دین خویش استوار باشد. آری، ایشان چراغهای هدایت [در شب تاریک و دیجور] هستند. خداوند ایشان را از هر فتنهی تیره و تار رهایی میبخشد».
14. سازشناپذیری
امام حسین علیهالسلام در رد درخواست یزید بر بیعت، با قاطعیت میگوید: «حضرت مهدی علیهالسلام نیز با هیچ کس سر سازش ندارد. امام باقر و امام صادق علیهمالسلام میفرمایند: «او فقط شمشیر را میشناسد»، «دشمنان خدا را میکشد تا خدا راضی گردد».
15. تلاش برای جذب و نیروسازی
حسین علیهالسلام، مدام به فکر جذب نیرو و تربیت و سازندگی بود و با ارسال نامه به شهرهای مختلف و سفرهای خود و با زندگی ساده و انفاقهای خویش، سعی در جذب قلوب و تربیت و پرورش آنان داشت. او دو سال پیش از مردن معاویه، در منا، جمعی بالغ بر هزار نفر از صحابه و تابعان را گرد آورد و تمامی فضایل اهلبیت را به همراه ویژگیهای دشمنان آنان، از قرآن بر ابشان خواند.
آن حضرت در دورهی یزید، در سفر خود از مکه به کربلا، از سیاست جذب نیرو چشم نپوشید و افرادی همچون زهیر و حر را جذب نمود =.
مهدی علیهالسلام فرزند حسین علیهالسلام نیز در میان ما و در حال تلاش و نیروسازی است و لحظهای از این مهم غافل نیست:
«صاحب این امر ... در میان آنان راه میرود، در بازارهایشان رفت و آمد میکند. روی فرشهایشان گام برمیدارد؛ ولی او را نمیشناسند، مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفی کند.
در جلد دوم موسوعهی امام مهدی (تالیف شهید محمد صدر) داستانهایی شنیدنی و موثق در این باره آمده است .
15. انتظار
پیامبر صلی الله علیه و آله از خیلی پیشترها، خبر شهادت امام حسین علیهالسلام را داده بود. امام علی علیهالسلام نیز میفرمود: «هیهنا مناخ رکاب و مصارع عشاق». این اخبار تا آن جا بود که کسانی، از مدتها پیش در منطقهی کربلا اقامت گزیده و منتظر یاری فرزند رسول خدا (ص) بودند و سرانجام به آرزوی خود رسیدند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و تمامی ائمه علیهمالسلام، بشارت ظهور مهدی علیهالسلام و دولت کریمهی او را دادهاند و باید منتظر بود که: «افضل الاعمال انتظار الفرج».
16. طلب یاری
فریاد استنصار و طلب یاری حسین علیهالسلام، هنوز هم از رواق تاریخ به گوش میرسد: «هل من ناصر ینصرنی؛ هل من مغیث یغیثنا؛ هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ».
فریاد استنصار مهدی علیهالسلام، نیز همواره بلند است. آیا کسی هست که مهدی آل محمد را یاری کند؟ آیا کسی هست عشق مرا در دلها زنده کند؟ و انسانهای بریده از مرا، با من پیوند زند؟
میگویند با شنیدن فریاد «هل من ناصر حسینی»، گهوارهی علیاصغر تکان خورد! آیا با شنیدن «هل من ناصر مهدوی» نیز، دلی هست که بلرزد و با امامش عهد و پیمانی ببندد و به کمک او برخیزد؟ آن هم در این عصر وانفسا؟!
«او در روز ظهور خود به دیوار کعبه تکیه داده بانگ برمیدارد: «ای مردم! ما از خداوند یاری میجوییم. هر که میخواهد ما را اجابت کند ... از شما میخواهم که به حق خدا و به حق رسول خدا و به حق خودم بر شما - که حق قرابت رسول الله (ص) میباشد - ما را کمک کنید و کسانی را که به ما ظلم میکنند، از ما بازدارید که ما را ترسانده و بر ما ظلم کردهاند. از شهر و فرزندانمان جدا کرده، بر ما ستم روا داشتند و شوریدند. اهل باطل حقمان را گرفته، بر ما افترا بستند. خدا را دربارهی ما در نظر آورید! ما را تنها نگذاشته، خوارمان نکنید. یاریمان کنید که خداوند شما را یاری میکند».
17. تدبیر و مدیریت
مدیریت حسین علیهالسلام، مدیریتی بینظیر است. اینکه جماعتی اندک در برابر سپاهی سی هزار نفری، از پگاه صبح تا هنگام عصر مقاومت کنند؛ حکایت از مدیریت عالی و تدبیر بلند حسین (ع) دارد. او با تشکیل میمنه و میسره و علمدار و قرار گرفتن خود در قلب سپاه، به عنوان فرمانده و قرار دادن خیمهها در جایگاهی مناسب - به طوری که پشت آن نهری خشک شده باشد - و ریختن نی و هیزم در آن و آتش زدن آنها در فرصتی مناسب و خیمهها را در کنار هم بستن و ... به طوری که دشمن نتواند آنها را محاصره کند و تنها از روبهرو با آنها بجنگد، نشان داد که از تدبیر و مدیریتی بینظیر برخوردار است. امام با تسلطی شگرف تمامی صحنهها را زیر نظر داشت و همچون یک فرماندهی پیروز تا آخرین لحظه، ذرهای ترس و واهمه به خود راه نداد. او در شب عاشورا از تمام منطقهی نبرد، بازدید کرد و با گفتوگو با اصحاب و اهل حرم، همهی آنان را به آمادگی و وسعت رسانید و خود و اهل بیت و اصحابش، با عبادت و دعا شب را به صبح رساندند. کسانی که صبح پرکاری دارند، باید شبها را به پا خیزند و با خالق خود به راز و نیاز بپردازند.
«یا ایها المزمل قم اللیل . . . ان لک فی النهار سبحاً طویلا».
مهدی علیهالسلام نیز در مدیریت و تدبیر، همچون جدّ بزرگوار خود حسین (ع) است. تشکیل یک حکومت جهانی و ادارهی همهی انسانها مدیریتی میخواهد سترگ، به عظمت سینهی مهدی (ع).
سوم. رهیافتها
با پیوندها به تحلیل میرسیم و با تحلیلها به رهیافتها. هر کدام از تحلیلها، میتواند پیامآور رهیافت یا رهیافتهایی باشد. آن جا که یوسف علیهالسلام با خواب عزیز مصر، به دو برنامهی هفت ساله میرسد و مصر را از قحطی و گرسنگی نجات میدهد. چرا نتوان با این همه پیوند و تحلیل، به رهیافتها و در نتیجه به برنامهریزی و موضعگیری مناسب رسید؟!
این رهیافتها (همچون سیرهی تربیتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مدیریتی آن حضرت)، میتواند اساس برنامهریزیهای راهبردی و کلان جامعهی منتظر و حکومت دینی باشد.
1. تبیین فرهنگ عاشورا
اگر عاشورا پشتوانهی فرهنگی انتظار است، پس در جهت تبیین حرکت عاشورا و نیز برگزاری هر چه باشکوهتر مراسم عاشورا و معرفی اسوههای جاویدان آن، باید تلاش دو چندان کرد.
خیلی فرق است بین اینکه به عاشورا، به عنوان پشتوانه و عقبهی فرهنگی و الهامپذیر انتظار نگاه شود؛ یا یک سنت برخاسته از عواطف و احساسات قومی.
رسانههای عمومی - بویژه صدا و سیما - ، حوزههای علمیه و مراکز فرهنگی، نقشی حیاتی و اساسی در غنا بخشیدن به این فرهنگ دارند.
کربلا دانشگاه بزرگی است با کلاسها و درسهای بسیار. ابعاد و آموزههای ایندانشگاه بزرگ، هنوز هم بر بسیاری پوشیده است. باید در این دریای عمیق، گسترده و پربار، غواصانی ماهر و زبردست، به صید بپردازند تا لؤلؤها و مرواریدهای گرانبهای آن را به چنگ آورده، در اختیار خواستاران و خریداران قرار دهند.
هنوز هم این حرکت عظیم و منشور بینهایت، زوایای پنهان و ابعاد گستردهای دارد که تنها بر عاشقان رخ مینماید. این غزال گریز پا در کمند هر کس نمیافتد! پرورشیافتگان مکتب مهدوی، امام حسین علیهالسلام را به عنوان معیار «سلم و حرب» و منشاء «الهامپذیری» میدانند. باید این معیار برای همگان به خوبی تبیین شود.
2. تبیین دین
عصر حسین علیهالسلام، عصر غربت دین بود و عصر انتظار نیز چنین است. قیام حسین و فرزندش مهدی علیهالسلام برای احیای دین است. منتظر مهدی، باید از دین و ضرورت، قلمرو، و زبان آن و ... تحلیلی عمیق داشته باشد؛ تا در این عصر - که عصر شبهات و فتنهها است - بتواند زمینهساز حرکت مهدی (عج) باشد.
3. الگوسازی
حسین علیهالسلام و یارانش الگوی منتظراناند؛ از این رو باید در مبانی فکری و ویژگیهای رفتاری و تربیتی آنان، درنگی شایسته کرد.
4. فرهنگ بسیج
ضرورت درگیری و نبرد، بایستگی « فرهنگ بسیج » را به عنوان یک راهبرد اساسی، فراروی حکومت دینی قرار میدهد. تقویت این نهاد مقدس، زمینهسازی برای ظهور است.
باید از کسانی که در هشت سال دفاع مقدس، از نبرد نهراسیدند و سختیها و مشکلات راه را به جان خریدند، تجلیل کرد و سینما و ادبیات دفاع مقدس را - نه به عنوان یک تفنن - که به عنوان یک ضرورت و هدف راهبردی نظام، پی گرفت. بسیج برخاسته از فرهنگ جبهه و شهادت است. و به گفتهی امام راحل (ره)، «مدرسهی عشق است». این رهیافت شاخصه و معیار اساسی در انتخاب مسؤولان و کارگزاران است. ترویج این فرهنگ و نهادینه کردن آن، باعث میشود که هر کس تکلیف خود را با مهدی علیهالسلام روشن کند؛ تا در اوج نبرد با اسبی که در خیمه مخفی کرده، فرار نکند و مهدی علیهالسلام را همچون حسین علیهالسلام تنها نگذارد.
5. معرفت امام
کسانی میتوانند شعار خود را «یا لثاراتالحسین» قرار دهند که به مقام «ابوت با امام » رسیده باشند تا بتوانند خونخواه او باشند؛ این ممکن نیست مگر با معرفت به حق امام علیهالسلام. شعار «یا لثاراتالحسین» فقط یک شعار برخاسته از عواطف و عصبیتهای قومی و نژادی نیست؛ بلکه برخاسته از معرفت به «حق ولایت امام» است. این معرفت، معرفت به حسب و نسب و فضایل آنان نیست؛ بلکه عرفان به حق ولایت آنان است. « آنان از ما به ما آگاهتر و مهربانتراند و از همهی کششهای نفسانی آزادند.
این شعار، شعار کسانی است که در تولد دوم خود، رسول و امام را به ابوت برگزیدند و با درک اضطرار به وحی و حجت، از همهی تقلیدها، تلقینها، هوسها، غریزهها و ... جدا شدند و در این تولد دوباره، رسول و امام را به عنوان مربی خود انتخاب کردند که: «انا و علی ابوا هذه الامه ».
این درک از امام و این آگاهی از حق ولایت ایشان، ما را به مقام ابوت و در نتیجه خونخواهی آنان میرساند؛ آن هم نه پدر جسمانی من که پدر روحانی، مربی، هادی و پیشوای من؛ آن هم پدری که «مصباح »، «سفینه»، «میزان»، «وارث»، «امین» و «اسوه » است و سبب سعادت و رستگاری، امنیت، حفظ، نجات، عزت، قبولی اعمال من و ... است.
این نگاه به امام و آگاهی از شؤون و آثار ولایت آنان، ثمرات و بارهای زیادی با خود دارد و فاصله گرفتن از آن، ضررهای جبرانناپذیری با خود به همراه دارد. از گامهای اساسی تمامی مراکز فرهنگی و آموزشی، تبیین دقیق این معنا از امامت - به عنوان رکن رکین اعتقادی انقلاب - است.
6. عزت
عزت، اساس حرکت حسینی و مهدوی است و میتواند اساس سیاست راهبردی حکومت دینی در سطح روابط بینالمللی باشد. حکومت دینی - به عنوان زمینهساز دولت کریمهی مهدوی - از هر گونه رابطه و مذاکرهای که شائبهی ذلّت داشته باشد، پرهیز میکند. منتظر «دولت عزیز» (تعز بها الاسلام و اهله)، خود باید عزیز باشد. حسین علیهالسلام هم میفرمود: «هیهات منا الذله ».
7. تنشزدایی
حسین علیهالسلام آغازکنندهی جنگ نبود - گرچه دشمن در تیررس او بود - چرا که درگیری، پس از تبیین و اتمام حجت است؛ آن هم پس از آن که دشمن آغازکننده باشد.
منتظران مهدی نیز دو سیاست عزت و تنش زدایی را با هم دارند.
8. آمادگی
ضرورت درگیری و نبرد، بایستگی آمادگی و تجهیز را با خود دارد. باید از الان به فکر عده و عده بود و با تهیهی نیرو و اسلحه، در اندیشهی روز مصاف حق و باطل بود تا این بار وعدهی خداوند به دست منتظران تحقق یابد. آمادگی برای نبرد نهایی، از مهمترین سیاستهای راهبردی حکومتهای دینی است.
9. جذب نیرو و تبلیغ
آن جا که حسین علیهالسلام و مهدی علیهالسلام از جذب نیرو و تبلیغ دین دست نمیکشند، تکلیف منتظران و پیروان آنان مشخص است. جذب نیرو و تبلیغ در سطح داخلی و خارجی، از تکالیف عمدهی حکومتهای دینی، به عنوان زمینهسازان دولت کریمهی مهدوی است.
10. اخلاق
فریاد «هل من ناصر» حسینی و مهدوی، همواره به گوش میرسد باید این فریاد را پاسخ گفت؛ امّا چگونه؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام این چگونگی را پاسخ میدهند:
«با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید».
« کسی که دوست دارد، از یاران قائم باشد، باید منتظر باشد و در همان حال، از گناهان اجتناب ورزد و خود را به اخلاق نیکو بیاراید.»
ترویج اخلاق و فضایل اخلاقی، به عنوان راهبردی اساسی در حکومت دینی مطرح است. این سیاست کلان و راهبردی به همراه راهکارهای اجرایی آن میتواند به عنوان یک هدف و معیاری برای نقد تمامی ارگانهای فرهنگی و آموزشی - تبلیغی باشد.
11. عنایت بیشتر به زنان
با توجه به نقش زنان در قیام مهدی علیهالسلام و حضور آنان در دولت کریمه، باید برای رشد، اعتلا و بالندگی این قشر مهم و مظلوم در طول تاریخ، سرمایهگذاری جدی انجام گیرد. به نظر میرسد تاکنون آن گونه که شایسته و در خور منزلت زنان است، کاری بایسته برای آنان انجام نگرفته است. هنوز در سطح حوزهها، مراکز علمی - فرهنگی و مدیریتهای میانی و کلان جامعه، نقش زن در حاشیه است. باید برای تربیت و تحصیل زنان، سرمایهگذاری های اساسی انجام گیرد. غفلت از این نگاه راهبردی، ضرر و زیانهای جبرانناپذیری به انقلاب اسلامی وارد ساخته است. از این رو تلاش دو چندان و عزمی جزم، برای جبران این ضایعه، میطلبد.