برای دریافت آخرین خبرها و رویدادها با ما همراه باشید.

تبیین بهزیستی فضیلت گرایی: نقش باورهای دینی و امید

تبیین بهزیستی فضیلت گرایی: نقش باورهای دینی و امید


تقویت اعتقادات دینی و انجام مناسک مذهبی، همرا با امید هدفمند می تواند زندگی بهتری را برای فرد پیش بینی کند. چکیده هدف: هدف کلی پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری با نقش واسطه گری امید، در رابطه بین دینداری و بهزیستی فضیلت گرا به عنوان اخلاق فضیلت در دانشجویان است. روش: روش پژوهش همبستگی است و مشارکت کنندگان شامل 527 دانشجوی دانشگاه شیراز هستند که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد و به تکمیل پرسشنامه های دینداری (گلاک و استارک، 1965)، پرسشنامه امید (اشنایدر، 1991) و پرسشنامه بهزیستی فضیلت گرا (واترمن و همکاران (2010) در محل کلاس های عادی خود پرداختند. روایی و پایایی ابزارهای مورد استفاده، برای استفاده در فرهنگ ایرانی در سطح رضایت بخش بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار21 spss برای آمار توصیفی، و از 21Amos برای تحلیل مسیر در مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری نشان دادند که مدل پیشنهادی با داده های این پژوهش برازش مناسبی دارد و اثر مستقیم دینداری بر بهزیستی فضیلت گرا، دینداری بر امید و امید بر بهزیستی فضیلت گرا تایید شد. همچنین مدل نشان داد اثر غیرمستقیم دینداری با واسطه امید، بیشتر از اثر مستقیم آن باعث ارتقاء سطح بهزیستی فضیلت گرا می شود. به این معنا که اگر آموزش اعتقادات و مناسک دین با امید هدفمند و برنامه ریزی شده همراه شود، سبب ایجاد زندگی بهتر و رشد فضیلت های اخلاقی جوانان می شود. به همین ترتیب با توجه به بررسی ابعاد دینداری و نتایج آن، می توان دریافت که، آموزش و تاکید بر روی بعد عاطفی(97/0=β) و بعد اعتقادی (85/0=β) باید بیشتر از ابعاد پیامدی (62/0=β) و مناسکی(45/0=β) باشد. به عبارت دیگر بهتر است بر درونی و نهادینه کردن باورها (مانند: معرفت نفس و خدا) و احساسات دینی (مانند دلبستگی به خدا) برای قشرجوان بیش از سایر ابعاد دینداری سرمایه گذاری شود. واژه های کلیدی: دینداری، امید، بهزیستی فضیلت گرا، دانشجویان. مقدمه از حدود دهه 1960 با ظهور دیدگاه های جدیدی که به جای درمان، بر پیشگیری از بیماری های روانی تأکید داشتند، مدل های سلامت روانی عمدتاً بر ابعاد روانی مثبت متمرکز شدند (ریان و دسی(2)، 2001). با گسترش روان شناسی مثبت به عنوان یک رویکرد کل نگر، نگرش درباره اختلالات، از چارچوب پزشکی و مدل تک عاملی خارج شده و محققان معتقدگشتند که بهتر است به دنبال گسترش توانمندی ها، فهم کامل گستره تجارب انسان مانند خودشکوفایی، ایجاد رضایت از زندگی و بهزیستی افراد باشند (سلیگمن و سیکزنت میهالی(3) ، 2000؛ گابل و هادیت(4) ، 2005؛ جوزف و لینلی(5) ، 2006). دیدگاه آسیب شناختی، سلامتی را به عنوان نداشتن بیماری تعریف می کند، در حالی که رویکردهای جدید بر ''خوب بودن(6) '' به جای ''بیمار بودن(7) '' تأکید می کنند. سازمان بهداشت جهانی(8) (2014) سلامتی را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی(9) ، شناختی(10) و اجتماعی(11) و نه صرفاً غیاب بیماری تعریف می کند. تلاش هایی که در جهت گذر از الگوهای سنتی سلامتی صورت گرفته، گرچه زمینه لازم را برای تلقی سلامت به عنوان حالتی از بهزیستی (نه صرفاً بیماری) فراهم ساخته، ولی کافی نیست (سلیگمن(12)، 2003). یکی از مفاهیم مهم در رویکرد روان شناسی مثبت، مفهوم بهزیستی(13)است. فلاسفه نیز در نظریه های لذت گرایانه(14) اپیکوری(15)، به طور گسترده به مفهوم شادمانی و بهزیستی پرداخته اند (دینر، لوکاس و اویشی(16)، 2002). سازمان بهداشت جهانی (2014) سلامتی را حالتی از بهزیستی می داند که در آن هر فردی توانایی های خود را شناخته و می تواند به نحو مؤثر و سازنده تلاش کرده و نقشی در جامعه ایفا نماید.در حالیکه معنی لغوی بهزیستی یک حالت رضایت از شادبودن، سلامتی و موفقیت است که به تجربه و عملکرد روان شناختی مطلوب اشاره می کند (دسی و ریان، 2008)، بسیاری از دانشمندان احساس بهزیستی را یک حالت مثبت می دانند که بر روی پیوستاری از منفی تا مثبت تغییر می کند (کان و یوستر(17)، 2002). دسی و ریان (2008) و بسیاری از دانشمندان دیگر، بهزیستی را حاصل دو سنت لذت گرایی و فضیلت گرایی می دانند. آنان بهزیستی را از دو دیدگاه نسبتاً متفاوت تعریف می کنند، نخست دیدگاهی که مبتنی بر لذت گرایی است و بهزیستی را مترادف با فزونی عواطف مثبت بر عواطف منفی و رضایت از زندگی می داند که به آن بهزیستی لذت گرا گفته می شود (ریف و سینگر(18) ، 2006).دیدگاه دیگر یعنی بهزیستی فضیلت گرا، نگاه جامعی به بهزیستی دارد و بهزیستی را معادل با زندگی کردن بر اساس اهداف اصیل و شکوفاکردن استعدادها و یافتن معنا در زندگی و تلاش مستمر در جهت رشد شخصی و اخلاقی می داند (دسی و ریان، 2008). در دیدگاه فضیلت گرایی، فرد به سمت اخلاق فضیلت(19) روی می آورد، این دیدگاه فاعل محور است و به جای پرداختن به عمل صواب و خطا، به شخصیت خوب و بد می پردازد و بر فضایل و منش اخلاقی فاعل استوار است. در عین حال، این مسأله در مباحث اخلاق کاربردی مطرح است که نظریه ی اخلاقی باید با گفتن اینکه ''چه کاری باید انجام دهیم؟'' معیاری برای تصمیم گیری اخلاقی ارائه می دهد. به طور کلی اخلاق به دو قسم تقسیم می شود: ١- اخلاق فضیلت؛ که مبتنی بر کارهای پسندیده است. ٢- اخلاق رذیلت؛ که مبتنی بر کارهای ناپسند است(شریفی، 1384). فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. این توجیه یکی از وظایف فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت است. مسئله دیگر این است که اخلاق مبتنی بر فضیلت به فضایل اکتسابی می پردازد نه فضایل طبیعی. اخلاق فضیلت مدار نوعی نظریه هنجاری است که در عصر افول مدرنیته و ظهور پست مدرنیسم، همراه با ناکامی نظریه های اخلاقی در دستیابی به طرحی نو، برای نجات انسانیت، ضرورت احیا آن جهت ابقا ارزشهای اخلاقی به خوبی احساس می شود(خزاعی، 1380). مطابق نظریه فضیلت گرایی اخلاقی، فضیلت در ارتباط مستقیم با منش و شخصیت افراد است. راه کسب فضایل نیز مطابق دیدگاه ارسطو رعایت حد وسط و ایجاد تعادل در قوای نفسانی است (دبیری، 1389). در میان فلاسفه معاصر رابرت آدامز(20) نیز آن را با کمی تغییر برگزیده و می گوید: در این نظریه، منبع اصول و ارزشهای اخلاقی فرمان خدا اندیشیده شده، وبه نظریه «فرمان و یا امر الهی» معروف است، او می گوید: «چیزی از نظر اخلاقی خوب و صحیح است که خداوند آن را فرمان دهد یا امر کند، و هر چیزی را که نهی کند، بد ونادرست است، به عبارت دیگر خوب و درست اخلاقی یعنی اطاعت کردن خدا، و بد اخلاقی یعنی نافرمانی کردن او است». امروزه توسعه فناورانه جوامع صنعتی و پیچیده تر شدن روابط انسانی و نیز ظهور بحران های اخلاقی در این گونه جوامع، تحقیق و پژوهش را در ابعاد مختلف اخلاق، بیش از پیش ضرورت بخشیده است (شریفی، 1384). از سوی دیگر، اینکه بهزیستی چیست و چگونه می توان در مسیر آن قرار گرفت، از سؤالات و دغدغه های اساسی و همیشگی انسان اندیشه ورز بوده است (اکبری، 1392). تحقیقات زیادی درپاسخ به این پرسش انجام شده است و پژوهشگران به این نتیجه دست یافته اند که، مذهب بخش مهمی از زندگی اجتماعی و روان شناختی فرد است (اکسلاین(21)، 2002). برای مثال هامبلین و گراس(22) (2013) دریافتند، کسانی که در جوامع مذهبی مانند کلیسا، حضور کمتری داشته اند، تعارض هویت بیشتری را تجربه کرده و حمایت اجتماعی کمتری نیز، نسبت به گروه دیگر در مورد آنان گزارش شده است. بر اساس یافته های واحدی و احمدیان (1393) نیز مذهب، موجب احساس معنابخش بودن زندگی و به نوعی پاسخ به سؤالات جوانان در مورد هدف و معنای زندگی می شود که این به نوبه خود، بر هویت جوان تأثیر می گذارد. پس با افزایش معنا بخشی زندگی و نگرش مذهبی، هویت یافتگی و سلامت روان نیز افزایش می یابد. بررسی ارتباط تنیدگی، افسردگی و اضطراب با مذهب نیز، نشان داده است که رابطه منفی بین مذهبی بودن و اضطراب وجود دارد (عباسی و جان بزرگی، 1389). دینر و اویشی (1997) معتقدند افراد با گرایش دینی و با این عقیده که در جهان مقصد والایی وجود دارد، می توانند بهزیستی و شادکامی خود را ارتقا بخشند. آگوستین(23) (2014) اظهار می کند بهزیستی ومعنویت رابطه تنگاتنگی دارند .الیسون (1991)، بهزیستی معنوی را تأیید زندگی در ارتباط با خدا، خود، اجتماع و محیطی که درآن پرورش یافته تعریف می کند و آن را دارای یک عنصر مذهبی و یک عنصر روانی_اجتماعی می داند. یافته های پژوهش وی نشان می دهد که حضور در مراسم مذهبی وتقوی باور های دینی(24)، تأثیر مثبتی در بهزیستی دارد و افراد با ایمان مذهبی قوی، گزارش سطوح بالاتری از رضایت در زندگی، شادی های شخصی بیشتر و عواقب روانیِ اجتماعیِ منفیِ کمتری از حوادث زندگی پس از سانحه دارند. توجه به این مسئله درطی سال ها موجب شده تا در ادیان و آیین های کهن بشری ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود. همچنین از سال ها پیش معنویت درمانی، جهت افزایش بهزیستی افراد تجویز شده است (مارویک(25)، 1995). با ظهور روانشناسی مثبت گرا، صاحب نظران و پژوهش گران توجه خود را صرف بررسی توانمندی های انسان کردند و در عوض تجارب یا تصورات منفی افراد، به بررسی سازه هایی چون معنویت و امید پرداختند. آنان دریافتند که امید نیز مانند معنویت می تواند در ساختن زندگی بهتر موثر باشد (اشنایدر، 2000). در طول دهه 1950 تا 1960 روان پزشکان و روان شناسان، امید را تحت عنوان کلی ''انتظار مثبت برای دست یافتن به هدف، مطالعه می کردند'' (منینجر(26)، 1969). این دیدگاه امید را به عنوان یک سازه تک بعدی، شامل این انتظار که اهداف می توانند محقق شوند، توضیح می دهد (چیوانس، فلدمان، وودوارد و اشنایدر(27)، 2006). در واقع امید مجموعه ای شناختی مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون (انرژی معطوف به هدف) و مسیرها (برنامه ریزی برای دستیابی به اهداف) است (یعقوبی، محققی و منظمی تبار، 1392). امید یا تفکر هدف مدار، از دو مؤلفه مرتبط به هم یعنی ''مسیرهای تفکر'' و ''منابع تفکر'' تشکیل شده است. ''مسیرهای تفکر'' بیانگر ظرفیت فرد برای ایجاد مسیرهای شناختی برای رسیدن به اهداف و ''منابع تفکر'' شامل افکاری هستند که افراد دربارة توانایی ها و ظرفیت هایشان برای گذر از مسیرهای انتخاب شده تعریف کرده اند تا بره اهداف خویش برسند و به آن تفکر عاملی نیز اطلاق می شود. در واقع از طریق ترکیب منابع و مسیرها، می توان به اهداف رسید. اگر هریک از این دو عنصر شناختی وجود نداشته باشند، رسیدن به اهداف و برخورداری از یک زندگی خوب، غیرممکن است (لوپز، اشنایدر و پدروتی(28) ، 2003). امید در صورتی می تواند کارساز باشد که فرد در چارچوب فلسفی و دیدگاهی اش حاضر به پذیرش تغییر و تأثیر آن در ابعاد مختلف زندگی باشد و به مرور این مهم به وی یاد داده می شود. در واقع غالب روان شناسان و مربیان حوزه علوم تربیتی، آموزش امیدوار بودن در زندگی را به عنوان یک ویژگی اخلاقی منحصر به فرد، با توجه به مراحل زیر بکار می برند: اول- شناسایی اهداف(29) دوم- برنامه ریزی استراتژی ها(30) سوم- برانگیختن و حفظ انگیزه(31) تحقیقات حاکی از آن است که امید به طور معنی داری با توانایی های جسمی و فکری طبیعی و مادرزادی افراد همبستگی ندارد و امید را به جای این که ذاتی بدانیم، می شود آموخت. به همین نحو از مدرسه ی ابتدایی تا دانشگاه، افراد با امید بالا از همتاهای خود که امیدشان پایین است، عملکرد بهتری نشان می دهند (ریان، 2001). پژوهش ها نشان می دهند که امید با بهزیستی (اشنایدر، 2000) و راهکارهای کنارآمدن و تنظیم درماندگی هیجانی رابطه دارد (اشنایدر، 2000). نقش امید، آنقدر بااهمیت است که در قرآن کریم وعده های الهی برای انسانها بر محور امیدبخشی استوار و بر عنصر شناختی و انگیزشی آن تأکید شد ه است (یعقوبی، محققی و منظمی تبار، 1392). کندی(32) (2010) بیان می کند، امید سبب برقراری رابطه عاطفی فرد با خدای خود، خانواده، دوستان می شود و فرد امیدوار به خوبی می تواند در مقابل سد هولناک اضطراب درونی خود، ایستادگی کند و کم کم بر آن فایق آید و از اثرات منفی و عواقب مضر آن بکاهد یا مصون بماند (کندی، 2010). بنابراین با توجه به تحقیقات فراوانی که تا کنون انجام شده، باورهای مذهبی و متغیری همچون امید می تواند به ارتقاء سلامت روان و بهزیستی افراد کمک کند. به طور کلی، با توجه به مبانی نظری و نتایج تحقیقاتی که تاکنون انجام شده است، چنین به نظر می رسد که باورهای مذهبی و دینی و امیدواری می توانند به ''خوب زندگی کردن'' فرد کمک نمایند. این باورها بر امید به عنوان یک واکنش هیجانی اثرگذار است و می تواند با بهزیستی رابطه داشته باشد. البته پژوهش ها نشان داده اند که عکس این مطلب نیز می تواند صادق باشد. به این معنی که عدم داشتن باورهای مذهبی و ناامیدی، نقش مخربی در سلامت روان و بهزیستی انسان ایفا کرده و انسان را از سرمنزل آرامش و نشاط دور می کند. با توجه به آنچه بیان شد پژوهش حاضر با تمرکز بر بهزیستی فضیلت گرا می خواهد به این مساله پاسخ دهد که آیا باورهای دینی بر این مدل بهزیستی اثر دارد؟ و چگونه باورهای مذهبی با واسطه گری امید می تواند بر بهزیستی فضیلت گرا تاثیر گذارد؟ و به طور کلی مساله اساسی در پژوهش حاضر این است که روابط بین باورهای مذهبی و امید را با بهزیستی لذت گرا در قالب یک مدل علّی مورد بحث و بررسی قرار دهد و این مسئله را روشن سازد که امید چگونه می تواند رابطه بین باورهای مذهبی با بهزیستی فضیلت گرا را تبیین نماید؟ همچنین، هدف کلی پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری با نقش واسطه گری امید، در رابطه بین باورهای دینی و بهزیستی فضیلت گرا در دانشجویان است. پژوهش های پیشین تحقیقات نشان می دهند داشتن اعتقادات و باورهای دینی و عمل به دستورات دین، سبب ایجاد و پرورش فضایل اخلاقی در انسان و در نتیجه زندگی بهتر، می گردد. برای مثال مداحی، صمدزاده و کیخای فرزانه (1390) در تحقیق خود نشان دادند جهت گیری مذهبی هم از نوع درونی و هم از نوع بیرونی آن، قابلیت پیش بینی بهزیستی روان شناختی را دارد و هرچه میزان جهت گیری مذهبی جوانان درونی تر باشد، بهزیستی روان شناختی آنها بیشتر خواهد بود، به عبارت دیگر، هرچه اعتقادات و باورهای دینی قوی تر باشد، فرد زندگی بهتری را تجربه می کند. از نظر پژوهش گرانی مانند اسمعیل و دیسموخ(33) (2012) نیز باورهای مذهبی و جهت گیری دینی، باعث ارتقای بهزیستی و رضایت از زندگی می شود (اسمعیل و دیسموخ، 2012). برخی دانشمندان مانند اشتگر و فرازیر(34) (2005) در تحقیقات خود، معنای زندگی را، به عنوان یک واسطه در ارتباط دینداری و بهزیستی در نظر گرفته اند. آنان با استفاده از بررسی و تجربه روزانه از نمونه های مختلف، به این نتیجه رسیدند که معنا در زندگی، نقش واسطه ای مهمی، در ارتباط بین دینداری و بهزیستی با شاخص رضایت از زندگی، اعتماد بنفس، خوش بینی و احساسات مثبت و منفی دارد. در همین راستا، الیسون(35) (1991) بیان می کند که مذهب، شادکامی را به چند طریق ارتقاء می دهد و با انجام اعمال مذهبی مانند حضور در عبادت گاه ها، بهزیستی و حمایت اجتماعی فرد نیز افزایش می یابد. علاوه براین ایجاد و گسترش رابطه فردی با خدا، شادکامی را با کاهش استرس و بهبود راهبردهای غلبه بر استرس ارتقاء می دهد. همچنین دینر، لوکاس و اویشی (2002) معتقدند افراد با گرایش دینی و با این عقیده که در جهان مقصد والایی وجود دارد می توانند شادکامی خود را ارتقا بخشند. این نظریه پردازان بیان می کنند که، راه رسیدن به شادکامی و خوشبختی روان شناختی، در پرتو توجه به ارزش ها و هدف مند ی زندگی، عشق و علایق دینی و الهی است (رایان و دسی، 2001). همچنین تحقیقات نسبتاً زیادی در مورد تاثیر باورهای دینی و مذهبی در ارتقاء سطح زندگی روان شناختی موجود است. برای مثال، کوهن و یوستر(36) ( 2002) با بررسی 1000 فرد سالخورده دریافتندکه بعضی از باورهای وجودی(37) ( مانند ترس از خداوند، اضطراب مرگ و باور مربوط به زندگی پس از مرگ) با احساس بهزیستی رابطه دارد و این رابطه در بین افراد با مذهب پروتستان نسبت به کاتولیک ها و یهودی ها بیشتر است. نتایج پژوهش یگانه (1392) نیز نشان داد، مذهب، امیدواری و بهزیستی، باهم رابطه مثبت و معنادار دارند. یون و چانگ، کلاسون، نول، آیدین، بارسیگیان و هوگر(38) (2015) نیز معتقدند بین دین گرایی/ معنویت و بهزیستی، نقاط مشترک زیادی یافت شده است، از جمله احساس مثبت، احساس منفی کمتر، ارتباطات مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی، امیدواری و رضایت از زندگی. این ارتباط، بین افرادی که در موقعیت های پراسترس قرار می گیرند و یا بین افرادی که شرایط سختی از زندگی را تجربه می کنند (شرایطی مانند گرسنگی و امید به زندگی کمتر) بیشتر مشاهده شده است. این محققان، واسطه هایی همچون تمرین سلامتی(39)، حمایت اجتماعی، منابع مقابله ای و باورهای دینی را یافته اند (یون و همکاران، 2015). بنابر یافته های پژوهش ها (برای مثال، نتایج آقابابایی و همکاران (1391)) مشارکت در مناسک مذهبی، در کنار داشتن باورها و عواطف مذهبی، باعث ارتقاء سطح بهزیستی افراد می شود. از سوی دیگر امید در سلامت روانی انسان نقش مهمی بر عهده دارد، به زندگی انسان معنا می بخشد و هنگام هجوم مشکلات، ناملایمات، رنج ها و اندوه ها و مصایب و ناگواری ها، از فروپاشی روانی انسان جلوگیری می کند و نه تنها مانع استیلای یأس و دل سردی بر انسان می گردد بلکه فضایل اخلاقی را در انسان رشد و توسعه می بخشد. به همین دلیل، امید هم به عنوان پیشگیری و هم به عنوان راهی برای درمان بکار می رود و امیددرمانی یکی از مهم ترین روش های روان درمانی محسوب می شود (خرم آبادی و پورهاجری، 1391). تحقیقات در زمینه امید نشانگر این است که افراد با سطح امید بالا نسبت به افراد با سطح امید پایین، از عملکرد تحصیلی بهتر، سازگاری روانی بیشتر، نشانه های افسردگی کم تر و مهارت حل مسأله بهتر برخوردارند؛ هم چنین، این افراد مهارت های مقابله ای مثبت تری دارند و نشانه های افسردگی کمتری را در زمان استرس تجربه می کنند. بدون امید، زندگی، بی معنا، تلاش ناموجه و اضطراب و افسردگی حضور موجه پیدا می کنند. امید نقش محوری در سلامت و بهزیستی بشر دارد (بلقان آبادی، حسن آبادی و اصغری نکاح، 1390). احمدی طهورسلطانی، کرمی نیا، احدی و مرادی (1390) در تحقیق خود دریافته اند ارتباط مثبت و معناداری بین امید و بهزیستی روان شناختی و شادکامی وجود دارد. برخی پژوهشگران، تأثیر امید را بر بهزیستی معنوی در سالمندان بررسی کرده و دریافتند که امید بهزیستی معنوی آنان را افزایش می دهد. بر اساس نتایج برخی پژوهش ها، افرادی که امید و تاب آوری بالایی دارند از بهزیستی روانی بالایی نیز برخوردارند (بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد، 1390). در همین راستا یافته های پژوهش گل پرور و مصاحبی (1394) نشان داد که بین مولفه های سرمایه روان شناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) و بهزیستی معنوی در سالمندان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. احمدی طهورسلطانی، زارع، محمدی و ذوقی پایدار (1393) نیز دریافتند دانشجویانی که هدفمند هستند از امید بالاتر و دانشجویان امیدوارتر از بهزیستی معنوی بالاتر و به طبع آن از سلامت روان بالاتری برخوردارند. علیدایی و ابراهیمی مقدم (1392) نیز طی پژوهشی که در تهران انجام دادند، به این نتیجه دست یافتند که بین امید، بهزیستی فردی و رضایت از زندگی، همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. به همین ترتیب، نتایج تحقیق یعقوبی، محققی و منظمی تبار (1392) نشان داد، بهزیستی معنوی و امید با رضایت از زندگی دارای رابطه معنادار مثبت است و بین امید و بهزیستی و حمایت اجتماعی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (عسگری و شرف الدین، 1387). همچنین کارسون، سوکن، گریم(40) (1988) در پژوهش خود دریافتند بین امید و بهزیستی معنوی همبستگی بالایی وجود دارد. امید و خلق مثبت در افراد مسن نیز با سطوح بالایی از دینداری درونی و بهزیستی معنوی ارتباط مثبت و معناداری دارند (میکلی، سوکن و بلچر(41)، 1992). برخی پژوهشگران (مانند ماگالتا و اولیور(42)، 1999، داگلبی، کوپر و پنز(43)، 2009) با ارزیابی روابط ساختاری امید (اشنایدر، 2000) و بررسی ارتباط امید و بهزیستی به این نتیجه رسیدند که متغیر امید می تواند بهزیستی را پیش بینی کند. هارولد و لیندا(44) (1993) نیز در تحقیقات خود دریافتند که گوش دادن به رادیو و تماشای برنامه های مذهبی تلویزیون در کاهش علائم افسردگی اساسی، ناامیدی و اضطراب مؤثر است. محققان دیگری نیز مانند کارتر، مک کالوف، کیم اسپون، کورالز و بلاک(45) (2012) باورهای مذهبی را مرتبط با پنج عامل بزرگ شخصیت دانسته و معتقدند تعهد مذهبی، بر جهت گیری آینده در زندگی فردی و به عبارت دیگر امید، مؤثر است. همچنین الیسون، بوردام، ویلیامز و جکسون(46) (2001) در یافته هایشان به این نتیجه دست یافتند که رفتن به کلیسا با احساس بهزیستی رابطه مثبت و با درماندگی و ناامیدی رابطه منفی دارد و تعداد انجام مراسم دعا با احساس بهزیستی رابطه ضعیف معکوس و با مضطرب بودن رابطه مثبت اندکی دارد. ضمناً حمایت اجتماعی ناشی از حضور در کلیسا میزان پریشانی فرد را کاهش داده و تأثرات ناشی از تنیدگی های وی را محدود می کند. از میان صد تحقیق و پژوهش بررسی شده که حاوی اطلاعات آماری درباره ارتباط التزام دینی و رضایت از زندگی، خوش بینی و امید بودند، 79 پژوهش، مبین وجود ارتباط مثبت بین آنها بود و تنها یک تحقیق ارتباط آنها را منفی نشان داد (کوئینگ، مک کولاگ و لارسون، 2003، به نقل از کوئینگ ، 2008). در سال 2000 نتیجه 61 مطالعه از 101 مطالعه انجام شده نشان داد که میزان افسردگی و ناامیدی افراد دارای عمل به باورهای دینی کمتر از سایر گروه هاست و سرعت بهبودی افسردگی آنها بیشتر از سایر گروه ها بود (کوئینگ، 2008). در نهایت با توجه به پژوهش های ذکرشده می توان نتیجه گرفت که باورهای دینی، سطح امید فرد را افزایش می دهد. نتایج بسیاری از پژوهش ها نشان دهنده ی این است که مشارکت در توسعه ی دنیای امروزی، علاوه بر ظرفیت، استعداد و معنویت، مزین شدن به فضیلت های اخلاقی و امید نیاز دارد. از این رو، افراد باید به مشکلات معنا بخشیده و برای حل مشکلات و مسائل خود به امید نیز متوسل شوند تا زندگی بهتری را برای خود رقم بزنند. روش پژوهش نوع مطالعه: این مطالعه از نوع همبستگی است. در این مطالعه محقق می خواهد بر اساس یک مدل ساختاری پیش بینی نماید که متغیرهای واسطه ای امید، می تواند رابطه متغیرهای برون زاد ابعاد دینداری را با بهزیستی فضیلت گرا، بعنوان متغیر درون زاد واسطه گری کند. جامعه آماری، مشارکت کنندگان و روش نمونه گیری: جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان دانشگاه شیراز هستند که در سال تحصیلی 1395ـ1394 به تحصیل اشتغال داشتند. مشارکت کنندگان در این تحقیق مشتمل بر 527 دانشجوی دانشکده های دانشگاه شیراز بودند که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای استفاده شدند. بدین صورت که ابتدا سه دانشکده به صورت تصادفی از بین فهرست دانشکده های دانشگاه شیراز انتخاب شدند و سپس در هر دانشکده 5 کلاس انتخاب و تمام دانشجویان کلاس ها مورد مطالعه قرار گرفتند. شکل1- مدل پیشنهادی پژوهش ابزار پژوهش: پرسشنامه دینداری(47) پرسشنامه دینداری توسط گلاک و استارک (1965) برای سنجیدن نگرش ها و باورهای دینی و دینداری ساخته شده است (گلاک و استارک، 1965). این پرسشنامه برای استاندارد کردن در کشورهای مختلف اروپا، آمریکا، آفریقا و آسیا و بر روی پیروان ادیان مسیحیت، یهودیت و اسلام اجرا گردیده و با دین اسلام هم انطباق یافته است (سراج زاده، 1374). شامل ابعاد پنجگانه ی اعتقادی، عاطفی (تجربی)، پیامدی، مناسکی (عملی) و فکری، به سنجش دینداری می پردازد. ''بعد اعتقادی'' یا باورهای دینی عبارت است از باورهایی که انتظار می رود پیروان آن دین به آنها اعتقاد داشته باشند. ''بعد مناسکی'' یا اعمال دینی، شامل اعمال دینی مشخصی همچون عبادت، نماز، شرکت در آئین های دینی خاص، روزه گرفتن و … است که انتظار می رود پیروان هر دین آنها را بجا آورند. ''بعد تجربی'' یا عواطف دینی، ناظر بر عواطف، تصورات و احساسات مربوط به داشتن رابطه با جوهری ربوبی همچون خدا یا واقعیتی غایی یا اقتداری متعالی است. ''بعد فکری'' دین یا دانش دینی مشتمل بر اطلاعات و دانسته های مبنایی در مورد معتقدات هر دین است که پیروان باید آنها را بدانند. ''بعد پیامدی'' یا آثار دینی ناظر به اثرات باورها، اعمال، تجارب و دانش دینی بر زندگی روزمره پیروان است (گلاک و استارک، 1965). پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش 4 بعد از ابعاد فوق را بکار برده است و بعد فکری دین به دلیل وسعت تبلیغات در ایران حذف شده است. این پرسشنامه دارای 26 گویه است. که در چهار بعد اعتقادی با (7 گویه)، عاطفی با (6 گویه)، پیامدی با (6 گویه) و مناسکی با (7 گویه) جهت سنجش باورهای دینی به کار می رود. مقیاس اندازه گیری مورد استفاده در این سنجش، لیکرت است و هر گویه پنج درجه ارزشی «کاملاً موافق، موافق، بینابین، مخالف و کاملاً مخالف» را در بر می گیرد و ارزش های هر گویه بین 4-0 تغییر می کند. در تعیین میزان دینداری سه طبقه فرض می شود که نمرات 25 درصد بالا و پایین، میزان دینداری قوی و ضعیف را نشان می دهد و 50 درصد نمرات بین دو کرانه نشانگر دینداری متوسط است. میزان روایی این پرسشنامه در مطالعات مختلف بر روی نمونه های متفاوت تعیین گردیده که حاکی از روایی بالای آن در ابعاد مختلف می باشد. آلفای کرونباخ این پرسشنامه 83/0 بوده است. این آزمون به دلیل استاندارد بودن دارای پایایی بالایی است. مقدار آلفا برای متغیرهای بعد اعتقادی 81/0، بعد عاطفی 75/0، بعد پیامدی 72/0 و بعد مناسکی 83/0 است (سراج زاده، 1374).در پژوهش حاضر، برای اجرای تحلیل عامل تاییدی، ابتدا آزمون های مقدماتی جهت ارزیابی مناسب بودن نمونه برای تحلیل عامل، شامل کفایت نمونه برداری (KMO) وآزمون کرویت بارتلت انجام شد. نتایج این آزمون، بیانگر مناسب بودن داده ها برای تحلیل عاملی بود. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، چهار عامل را با ارزش ویژه بالای یک نشان داد. در این پژوهش، جهت بررسی پایایی، از آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریب آلفای کرونباخ کل برای این پرسشنامه 89/0 بدست آمد. مقدار آلفا برای متغیرهای بعد اعتقادی 89/0، بعد عاطفی 80/0، بعد پیامدی 71/0 و بعد مناسکی 82/0 بدست آمد و برای بررسی روایی، از روش تحلیل عامل تاییدی استفاده شد. پرسشنامه امید پرسشنامه امید توسط اشنایدر (1996) برای سنجش امید ساخته شده است. این مقیاس متشکل از 12 ماده است که 8 ماده آن امید و 4 ماده آن شکنندگی یا امید پایین را می سنجند. مقیاس امید اشنایدر شامل دو مؤلفه است: مؤلفه ''تفکر عاملی'' که تعیین کننده هدف مداری فرد است و مؤلفه ''تفکر مسیر'' که راه های برنامه ریزی شده برای رسیدن به اهداف را در برمی گیرد. هر ماده با مقیاس چهار درجه ای اندازه گیری می شود که دامنه ای از کاملا غلط تا کاملا درست را در برمی گیرد. 4 ماده سوال نشان دهنده بعد مسیر است (1، 4، 6 و 8) و 4 ماده سوال نشان دهنده عاملیت (2، 9، 10 و 12) و 4 ماده سوال انحرافی است (3، 5، 7 و 11). و سه سوال آن معکوس است (3، 7 و 11). مقیاس امید ثبات درونی قابل قبولی را از 74/0 تا 78/0 در نسخه انگلیسی به دست آورده است (اشنایدر، 1996) و در نسخه عبری آلفای کرونباخ 80/0 را به دست آورده است (حسن اوهایون، کراوتز و اندرسون(48)، 2009). در ایران نیز این مقیاس مورد اعتباریابی قرار گرفته است و اعتبار مناسبی را کسب کرده است. به عنوان مثال، شجاعی (1387) در پژوهش خود برای خرده مقیاس تفکر مسیر ضریب آلفای کرونباخ 62/0 و برای خرده مقیاس تفکر عاملی ضریب 74/0 را گزارش کرده است. در پژوهش بیگی، فراهانی، محمدخانی و محمدی فر (1390) نیز آلفای کرونباخ به دست آمده در مؤلفه تفکر عاملی 75/0 و برای مؤلفه تفکر مسیر 78/0 است. در پژوهش حاضر، برای بررسی روایی، از روش تحلیل عامل تاییدی استفاده شد. برای اجرای تحلیل عامل تاییدی، ابتدا آزمون های مقدماتی جهت ارزیابی مناسب بودن نمونه برای تحلیل عامل، شامل کفایت نمونه برداری (KMO) وآزمون کرویت بارتلت انجام شد، نتایج این آزمون، بیانگر مناسب بودن داده ها برای تحلیل عاملی بود. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، دو عامل را با ارزش ویژه بالای یک نشان داد. در این پژوهش، جهت بررسی پایایی، از آلفای کرونباخ استفاده شد و آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 73/0 بدست آمد. آلفای کرونباخ به دست آمده در مؤلفه تفکر عاملی70/0 و برای مؤلفه تفکر مسیر 71/0 بدست آمد. پرسشنامة بهزیستی فضیلت گرا(49) این پرسشنامه توسط واترمن و همکاران (2010) برای سنجش بهزیستی فضیلت گرا ساخته شده است. این پرسشنامه شامل 21 گویه است و گزینه های آن به صورت مقیاس هفت ارزشی لیکرت از 1 (کاملاًمخالف) تا 7 (کاملاً موافق) است. امتیاز بالاتر کسب شده، بیانگر بهزیستی فضیلت گرای بالا است. واترمن و همکاران (2010)، روایی و پایایی قابل قبولی را برای این پرسش نامه گزارش کرده اند. احمدی، نمازی زاده و بهزادنیا (1392)، در پژوهش خود پس از ترجمة نسخة انگلیسی آن، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با نظرخواهی از متخصصان روان شناسی عمومی و روا ن شناسی ورزشی تأیید کردند. به علاوه نتایج تحلیل عاملی تأییدی تحقیق آنان نشان داد ساختار عاملی این پرسشنامه برازش خوبی با داده های گردآوری شده دارد ضریب آلفای کرونباخ برای تعیین پایایی پرسشنامه 89/0 بوده است. در پژوهش حاضر، برای بررسی روایی، از روش تحلیل عاملی استفاده شد. برای اجرای تحلیل عامل تاییدی، ابتدا آزمون های مقدماتی جهت ارزیابی مناسب بودن نمونه برای تحلیل عامل، شامل کفایت نمونه برداری (KMO) و آزمون کرویت بارتلت انجام شد، نتایج این آزمون، بیانگر مناسب بودن داده ها برای تحلیل عاملی بود. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، یک عامل را با ارزش ویژه بالای یک نشان داد. در این پژوهش، جهت بررسی پایایی، از آلفای کرونباخ 76/0 بدست آمد. روش اجرای پژوهش محقق پس از هماهنگی های لازم با دانشگاه و اساتید، پرسشنامه های بهزیستی فضیلت گرا، امید و باورهای مذهبی را در کلاس های مذکور اجرا کرده و قبل از اجرا، هدف اجرای پژوهش برای دانشجویان توضیح داده شد و رضایت آنان جهت شرکت در پژوهش جلب شد. سپس پرسشنامه ها به صورت چرخش متناوب در اختیار آنها قرار گرفت و سپس جمع آوری و توسط محقق مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات پس از جمع آوری، داده ها در نرم افزار21 spss ثبت گردیده و سپس از شاخص ها و روش های آمارتوصیفی و استنباطی استفاده می شود. به این ترتیب که از آمار توصیفی برای بدست آوردن فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار استفاده می شود و در این میان از تحلیل مسیر در مدل معادلات ساختاری در نرم افزار21 Amos استفاده شد. یافتـه ها برای آزمون مدل پیشنهادی، پس از بررسی مفروضه های مدل یابی معادلات ساختاری همچون استقلال خطاها و نرمال بودن چند متغیری، آزمون مدل اجرا شد. میانگین و انحراف معیار نمره های مشارکت کنندگان در متغیرهای پژوهش در جدول 1 نشان داده شده است. جهت تعیین پایایی سوال های پرسشنامه از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل پایایی، نشان داد که پایایی گویه ها در سطح عالی و مطلوبی (بیش از 70/0) قرار گرفته است.

جدول 1. میانگین و انحراف معیار نمره های متغیرها
متغیرهای پژوهش میانگین انحراف معیار
بهزیستی فضیلت گرا: 72.56 8.5
دینداری:
بعد اعتقادی 30.0 5.38
بعد عاطفی 28.21 5.31
بعد پیامدی 15.83 5.52
بعد مناسکی 15.00 4.42
امید:
بعد مسیر 11.41 2.32
بعد عاملی 11.11 2.23
در این پژوهش برای سنجش اعتبار، از اعتبار سازه ای با استفاده نرم افزار Amose 21 استفاده شده است. متغیرهای پژوهش و ابعاد آنها و بار عاملی هر یک از ابعاد متغیرها در جدول 2 نشان داده شده است. همانطور که مشاهده می شود این متغیرها و ابعاد آنها از مقدار بار عاملی قابل قبولی برخوردار هستند. جدول2- تحلیل سازه ای متغیرهای تحقیق و ابعاد آنها
متغیر ابعاد بار عاملی متغیر ابعاد بارعاملی
دینداری: اعتقادی 0.87 امید: مسیر 0.40
عاطفی 0.94 عاملی 0.47
پیامدی 0.63
مناسکی 0.35
برای بررسی نقش دینداری و ابعاد آن (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) از طریق متغیر واسطه امید با ابعاد (مسیر و عاملی) بر بهزیستی فضیلت گرا از آزمون مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج این آزمون نشان دادند که مدل پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است. مدل های معادلات ساختاری به طور معمول ترکیبی از مدل های اندازه گیری و مدل های ساختاری اند (قاسمی، 1392). مدل ساختاری مورد آزمون و مدل های اندازه گیری پژوهش که شامل ضرایب رگرسیون یا بارهای عاملی رابطه متغیرهای مکنون و مشاهده شده است در شکل 2 آمده است. شکل2- مدل آزمون شده نهایی از نظر بسیاری از متخصصان آمار (قاسمی، 1392) قضاوت درباره برازش مدل، اگرچه صرفاً بر مبنای مربع کا نسبی CMIN/DF و RMSEA انجام نمی شود، اما این دو شاخص، از مهمترین شاخص ها برای قابل قبول بودن مدل است. شوماخر و لومکس (1388) مقادیر CMIN/DF بین 1 تا 5 را و یا گاهی بین 1 تا 3 را قابل قبول دانسته اند. با استفاده از شاخص های برازندگی مجذور خی (chi square)، ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA)، شاخص برازش افزایشی (NFI)، شاخص برازش تطبیقی (CFI) و شاخص برازش افزایشی (IFI)، مدل تایید شد. در مدل حاضر،مقدار CMIN/DF= 95/1می باشد. شاخص دیگری که در این مدل استفاده شد، شاخص برازش هنجار شده مقتصد است که اغلب مقادیر بالاتر از 5/0 و یا 6/0 را برای این شاخص مناسب تلقی کرده اند (قاسمی، 1392). در مدل حاضر، PCFI و PNFI نیز دارای مقادیر بالاتر از 5/0 هستند. شاخص بعدی شاخص تطبیقی است که هر چه عدد به یک نزدیک تر باشد، بهتر است و مدل برازش بهتری دارد. در اینجا CFI بالای 8/0 و نزدیک به 1 است. همچنین RMSEA نیز 04/0 است. بنابراین با توجه به نظریات و مقادیر شاخص های مطرح شده، مدل تدوین شده را قابل قبول دانست (جدول 3). جدول 3- شاخص های برازش مدل
شاخص CMIN/DF GFI CFI NFI TLI PRATIO RAMSEA PCLOSE
مقدار 1.59 0.90 0.92 0.86 0.91 0.84 0.04 0.99
برازش
جهت برآورد و تعیین معناداری مسیرها از دستور بوت استراپ در نرم افزار AMOS استفاده گردید. جدول 5 ضرایب استاندارد مستقیم، غیرمستقیم و اثر کل متغیرهای موجود در مدل را نشان می دهد. همانطور که مشاهده می شود تمامی مسیرهای غیر مستقیم موجود در مدل معنادار می باشند و این حاکی از معنی داری نقش واسطه ای امید در رابطه بین ابعاد دینداری (عاطفی، اعتقادی، پیامدی و مناسکی) و بهزیستی فضیلت گرا است. جدول 5- ضرایب استاندارد مسیر مستقیم، غیر مستقیم، اثرکل و واریانس تبیین شده متغیرهای موجود در مدل مسیر اثرمستقیم اثر غیرمستقیم اثر کل عاطفه دینی به فضیلت گرایی -- 44/0 13/0 اعتقاد دینی به فضیلت گرایی 02/0 32/0 04/0 پیامد دینی به فضیلت گرایی -- 23/0 07/0 مناسک دینی به فضیلت گرایی -- 19/0 04 /0 بحث و نتیجه گیری در این پژوهش نقش دینداری و امید بر بهزیستی فضیلت گرا، مورد بررسی قرار گرفت. طبق نتایج مدل معادلات ساختاری در پژوهش حاضر، دین یکی از عوامل مؤثر بر بهزیستی فضیلت گرا است. دانشمندان بسیاری ابعاد مختلف دینداری را بررسی کرده و معتقدند این ابعاد با بهزیستی رابطه دارند. این یافته با پژوهش های مداحی و همکاران (1390)، اسمعیل و دیسموخ (2012)، اشتگر و فرازیر (2005)، الیسون (1991)، واحدی و همکاران (1393)، دینر و همکاران (2002)، کوهن و یوستر (2002) و یون و همکارانش (2015) همسو می باشند. آقابابایی و همکاران (1391)، نشان دادند افرادی که رابطه خوبی با خدا دارند شادترند، از زندگی شان راضی ترند، احساس تسلط بر محیط، رشد شخصی بیش تر و رابطه مثبت تری با دیگران دارند، دارای زندگی هدف مندتری بوده و خودپذیری بالاتری دارند. این پژوهشگران معتقدند بین دین گرایی/ معنویت و بهزیستی، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. یافته دیگر پژوهش نشان داد که داشتن باورهای دینی، با افزایش امید همراه است. اهمیت امید در زندگی انسان چنان است که قرآن کریم در آیات(50) متعدد به طرح امید می پردازد. برای نمونه، '' امید به آینده برتر در این دنیا و آخرت است که موجب می شود تا انسان باورها و عکس العمل های خود را تصحیح کند و به اصلاح و بهسازی اعمال و رفتار خود بپردازد(51)''. یا در سوره یوسف(52) می فرماید: '' اگر انسان امیدی به دستیابی نداشته باشد هرگز تلاشی نخواهد کرد و کوششی برای رفع و برداشتن مشکلات از خود نشان نمی دهد''. از این آیات می توان استنباط کرد که روحیه فرد با امید رسیدن به هدف، تقویت می شود و در برابر سختی ها واکنش مثبت از خود نشان می دهد. این نتایج با تحقیقات الیسون و همکارن (2001)، کوئینگ (2008) وکارتر و همکاران (2012) همسو می باشد. هارولد و لیندا (1993) نیز در تحقیقات خود دریافتند که گوش دادن به رادیو و تماشای برنامه های مذهبی تلویزیون در کاهش علائم افسردگی اساسی، ناامیدی و اضطراب مؤثر است. از میان صد تحقیق و پژوهش بررسی شده که حاوی اطلاعات آماری درباره ارتباط التزام دینی و رضایت از زندگی، خوش بینی و امید بودند، 79 پژوهش، مبین وجود ارتباط مثبت بین آنها بود و تنها یک تحقیق ارتباط آنها را منفی نشان داد (کوئینگ و همکاران، 2003، به نقل از کوئینگ ، 2008). همچنین از نتایج دیگر پژوهش حاضر این بود که امید می تواند بهزیستی فضیلت گرا را پیش بینی کند. این یافته با با نتایج پژوهش بلقان آبادی و همکاران (1390)، گل پرور و مصاحبی (1394)، احمدی طهورسلطانی و همکاران (1393)، علیدایی و ابراهیمی مقدم (1392) و عسگری و شرف الدین (1387) همسو است. همچنین کارسون وهمکاران (1988) در پژوهش خود دریافتند بین امید و بهزیستی معنوی همبستگی بالایی وجود دارد. امید و خلق مثبت در افراد مسن نیز با سطوح بالایی از دینداری درونی و بهزیستی معنوی ارتباط مثبت و معناداری دارند (میکلی، سوکن و بلچر، 1992). برخی پژوهشگران (مانند ماگالتا و اولیور، 1999، داگلبی، کوپر و پنز، 2009) با بررسی ارتباط امید و بهزیستی به این نتیجه رسیدند که متغیر امید می تواند بهزیستی را پیش بینی کند. احمدی طهورسلطانی و همکاران (1390) نیز دریافته اند ارتباط مثبت و معناداری بین امید و بهزیستی روان شناختی و شادکامی وجود دارد. در نهایت، با توجه آنچه که بیان شد می توان دریافت که تقویت اعتقادات دینی و انجام مناسک مذهبی، همرا با امید هدفمند می تواند زندگی بهتری را برای فرد پیش بینی کند. همچنین، یکی از دیگر یافته های مهم این پژوهش این است که هم دینداری و هم کلیه ابعاد آن به طور غیر مستقیم و با واسطه گری امید بهتر می توانند باعث افزایش بهزیستی فضیلت گرا شوند. به عبارت دیگر ابعاد مختلف دین مانند اعتقادات، باورهای دینی، احکام و مناسک دین، اگر با امید همراه شوند بهتر می توانند فرد را به زندگی معنادار و رشد فضائل اخلاقی رهنمون شوند. نتایج این پژوهش در سطح کاربردی قابل توجه است. پیشنهاد می شود با تدوین برنامه های آموزشی برای دانشجویان در کنار کار روی اعتقادات و مناسک دینی، بر امید ( و ابعاد آن: تعیین مسیر و هدف در زندگی) نیز تمرکز شود تا به سطح بالاتری از زندگی بهتر دست یابند. از جمله محدودیت های این پژوهش، انتخاب نمونه فقط از دانشجویان دانشگاه شیراز می باشد که باید در تعمیم نتایج به سایر مقاطع تحصیلی جوانب احتیاط را رعایت نمود. منابع آقابابایی، ناصر.، فراهانی، حجت اله.، و تبیک، محمدتقی. (1391). رابطه قدردانی از خدا با عامل های شخصیت، بهزیستی و سلامت روانی. روان شناسی دین، 5(1): 132-115. احمدی طهورسلطانی، محسن؛ کرمی نیا، رضا؛ احدی، حسن و مرادی، علیرضا. (1390). هنجاریابی، روایی و اعتبار مقیاس امیدواری حوزه های خاص در دانشجویان ایرانی. مطالعات روان شناسی بالینی, 1(5)، 73-51. احمدی طهورسلطانی، محسن؛ زارع، حسن؛ محمدی، طیبه و ذوقی پایدار، محمدرضا. (1393). الگوی معادلات ساختاری روابط جهت گیری هدفی، امیدواری، بهزیستی معنوی با سلامت روان دانشجویان دانشگاه. پژوهش و سلامت، 4 (4)، 919-911. احمدی، مالک؛ نمازی زاده و بهزادنیا، بهزاد. (1392). ارتباط بین نیازهای پایه ای روان شناختی و شاخص های بهزیستی (فضیلت گرا و لذت گرا) در فعالیت بدنی معلولان جسمی-حرکتی. نشریه مطالعات روان شناسی ورزشی، 2(6), 95-104. اکبری، عباس. (1392). پیش بینی بهزیستی روانی بر اساس مؤلفه های هوش هیجانی با واسطه گری تاب آوری در دانش آموزان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز. بلقان آبادی، مصطفی, حسن آبادی، حسین و اصغری نکاح، سیدمحسن. (1390). تاثیر زوج درمانی مثبت نگر بر امیدواری مادران کودکان با نیازهای ویژه، یافته های نو در روانشناسی، 7 (21)، 121-113. بهادری خسروشاهی، جعفر و هاشمی نصرت آباد، تورج (1390). رابطه امیدواری و تاب آوری با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان. مجله اندیشه و رفتار، 6 (22)، 50-41. بیگی، علی؛ فراهانی، محمدتقی؛ محمد خانی، شهرام و محمدی فر، محمدعلی. (1390). نقش تشخیصی کیفیت زندگی و امیدواری در معتادان گمنام و معتادان تحت درمان نگهدارنده متادون. مجله روان شناسی بالینی.3 (3). 11. 85-75. خزاعی، زهرا (1380). اخلاق فضیلت مدار. نامه مفید 7 (28)، 64-41. خرّم آبادی، یدالله و پورهاجـری، زینب. (1391). تاثیر امیددرمانی بر استرس و اضطراب. http://searches.blogfa.com/post-281.aspx. دبیری، احمد (1389). فضیلت گرایی در اخلاق، معرفت اخلاقی، 2(1)، 22-5. سراج زاده، حسین. (1374). نگرش ها و رفتارهای دینی نوجوانان تهرانی و دلالت های آن برای نظریه سکولارشدن، مجله نمایه پژوهش، 3 (9)، 10، 118-105. شجاعی باغینی، فاطمه. (1387). رابطه بین میزان امیدواری و خوش بینی با دوری از رفتارهای پرخطر در دختران 15 تا 18 ساله شهرستان کرمان. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی. شریفی، احمدحسین(1384)، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، قم، نشر معارف. شوماخر، رندال.ای و لومکس، ریچارد جی. (1388). مقدمه ای بر مدل سازی معادله ساختاری، مترجم: وحید قاسمی، تهران: انتشارات جامعه شناسان. عباسی، مهدی و جان بزرگی، مسعود. (1389)، رابطه ابعاد جهت گیری مذهبی با پایداری هیجانی، روانشناسی دین، 3 (3)، 18-5. عسگری، پرویز و شرف الدین، هدی. (1387). رابطه اضطراب اجتماعی، امیدواری و حمایت اجتماعی با احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی واحد علوم و تحقیقات خوزستان. روان شناسی اجتماعی، 3 (9)، 36-25. علیدایی، سیما و ابراهیمی مقدم، حسین. (1392). بررسی تعیین سهم امیدواری و بهزیستی فردی در رضایت از زندگی سالمندان تهران، فصلنامه فرهنگ مشاوره و روان درمانی، 5 (17)، 115-103. قاسمی، وحید. (1392). مدل سازی معادله ساختاری در پژوهش های اجتماعی با کاربرد Amose Graphics، تهران، انتشارات جامعه شناسان. گل پرور، محسن. (1394). الگوی ساختاری رابطه پیوند معنوی با سرمایه روان شناختی و بهزیستی معنوی در پرستاران. فصلنامه مدیریت پرستاری، 16(3)، 61. 40-30. مداحی، محمدابراهیم.؛ صمدزاده، منا و کیخای فرزانه، محمدمجتبی. (1390). بررسی ارتباط میان جهت گیری مذهبی و بهزیستی روان شناختی در دانشجویان. فصلنامه روا ن شناسی تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن ، 2(1)، 63 - 53. واحدی، شهرام و احمدیان، ریحانه. (1393). رابطه سبک های هویت مذهبی، ابعاد دینداری با بهزیستی روانشناختی دانشجویان، روانشناسی و دین، 7 (4)، 28، 91- 107. یعقوبی، ابوالقاسم؛ محققی، حسین و منظمی تبار، فریبا. (1392). رابطه بهزیستی معنوی و امیدواری با رضایت از زندگی در سالمندان. روان شناسی و دین، 7 (3)، 27، 121-109. یگانه، طیبه. (1392). بررسی نقش جهت گیری های مذهبی در تبیین امید و بهزیستی روانشناختی زنان مبتلا به سرطان پستان. بیماریهای پستان ایران، 6 (3)، 56-47. Augustyn, B. D. (2014). Relational Spirituality: An attachment-based model of spiritual development and psychological well-being. Biola University. Carson, V., Soeken, K. L., & Grimm, P. M. (1988). Hope and its relationship to spiritual well-being. Journal of Psychology and Theology. 16(2), 159-167. Carter, E. C., McCullough, M. E., Kim-Spoon, J., Corrales, C., & Blake, A. (2012). Religious people discount the future less. Evolution and Human Behavior, 33(3), 224-231. Cheavens, J. S., Feldman, D. B., Woodward, J. T., & Snyder, C. R. (2006). Hope in cognitive psychotherapies: On working with client strengths. Journal of cognitive Psychotherapy, 20(2), 135-145. Deci, E. L., & Ryan, R. M. (2008). Hedonia, eudaimonia, and well-being: An introduction. Journal of Happiness Studies, 9(1), 1-11. Diener, E., & Oishi, S. (1997). Recent findings on subjective well-being. Journal of Clinical Psychology, 61 (820), 27-56. Diener, E., Lucas, R. E., & Oishi, S. (2002). Subjective well-being. Handbook of positive psychology, 63-73. Duggleby, W., Cooper, D., & Penz, K. (2009). Hope, self‐efficacy, spiritual well‐being and job satisfaction. Journal of advanced nursing, 65(11), 2376-2385. Ellison, C. G. (1991). Religious involvement and subjective well-being. Journal of Health and Social Behavior, 9, 80-99. Ellison, C. G., Boardman, J. D., Williams, D. R., & Jackson, J. S. (2001). Religious involvement, stress, and mental health: Findings from the 1995 Detroit Area Study. Social forces, 80(1), 215-249. Exline, J. J. (2002). The picture is getting clearer, but is the scope too limited? Three overlooked questions in the Psychology of Religion. Psychological Inquiry, 13(3), 245-247. Gable, S. L., & Haidt, J. (2005). What (and why) is positive psychology? Review of General Psychology, 9(2), 103. Glock, C. Y., & Stark, R. (1965). Religion and society in tension. Chicago: Rand McNally. 25 (12). Hamblin, R, Gross, A, M, (2013). Role of Religious Attendance and Identity Conflict in Psychological Well-being. Journal of Religion and Health, 52, 817-827. Harold, G., & Linda, K. G. (1993). Religion and anxiety disorder: An examination and comparison of associations in young, middle-aged, and elderly adults. Journal ofAnxiety h’mnierr, 7, 321-342. Hasson-Ohayon, I., Kravetz, S., Meir, T., & Rozencwaig, S. (2009). Insight into severe mental illness, hope, and quality of life of persons with schizophrenia and schizoaffective disorders. Psychiatry research, 167(3), 231-238. Ismail, Z., & Desmukh, S. (2012). Religiosity and psychological well-being. International Journal of Business and Social Science, 3(11), 20-28. Joseph, S., & Linley, P. A. (2006). Positive therapy: A meta-theory for Positive psychological practice, USA, Routledge Press. Kahn, R. L., & Yuster, F. Th. (2002). Well-being: Concepts and measures. Journal of Social Issuse, 56, 647-659. Kennedy, P. (2010). The rise and fall of the great powers.Vintage.7. 23-24. Koenig, H. G. (2008). Religious practices and health: Overview. House of Representatives. 31-54. Lopez, S.J, & Snyder, C. R., & Pedrotti, J. T. (2003). Hope: Many definitions, many measures, In C. R. Snyder & S. J. Lopez (Eds), Positive psychological assessment: A handbook of models and measures, Washington, DC, US: American Psychological Association. 91-106. Marwick, C. (1995). Should physicians prescribe prayer for health? Spiritual aspects of well-being considered. JAMA: The Journal of the American Medical Association, 273 (20), 1561-1562. Magaletta, P. R., & Oliver, J. M. (1999). The hope construct, will, and ways: Their relations with self‐efficacy, optimism, and general well‐being. Journal of clinical psychology, 55(5), 539-551. Menninger, K. (1969). The academic Lecture on hope. The American Journal of Psychiatry, 116(6), 481-491. Mickley, J. R., Soeken, K., & Belcher, A. (1992). Spiritual well‐being, religiousness and hope among women with breast cancer. Image: The Journal of Nursing Scholarship, 24(4), 267-272. Ryan, R. M., & Deci, E. L. (2001). On happiness and human potentials: A review of research on hedonic and eudaimonic well-being. Annual Review of Psychology, 52(1), 141-166. Ryff, C. D., & Singer, B. H. (2006). Best news yet on the six-factor model of well-being. Social Science Research, 35(4), 1103-1119. Seligman, M. E., & Csikszentmihalyi, M. (2000). Positive psychology: An introduction. American Psychological Association, 55, 5-14. Seligman, M. E. (2003). Foreword: The past and future of positive psychology. Flourishing: Positive psychology and the life well-lived, 15-36. Snyder CR. (1996). Conceptualizing, measuring and nurturing hope. J Couns Dev,73 (3), 355-60. Snyder, C. R. (2000). The past and possible futures of hope. Journal of Social and Clinical Psychology, 19(1), 11-28. Steger, M. F., & Frazier, P. (2005). Meaning in life: One link in the chain from religiousness to well-being. Journal of Counseling Psychology, 52, 574-582. Waterman, A. S., Schwartz, S. J., Zamboanga, B. L., Ravert, R. D., Wil-liams, M. K. & Bede Agocha, V. (2010). The questionnaire for eudaimonic well-Being: psychometric properties, demo-graphic comparisons, and evidence of va-lidity. The Journal of Positive Psychology, 5, 41-61. World Health Organization. (2014). Mental health: A state of well-being. Available at: www.who.int/topics/menta_health/en/. Yoon, E., Chang, C. C. T., Clawson, A., Knoll, M., Aydin, F., Barsigian, L., & Hughes, K. (2015). Religiousness, spirituality, and eudaimonic and hedonic well-being. Counselling Psychology Quarterly, 28(2), 132-149. زهرا مرحمتی(1) فرهاد خرمایی پی نوشت ها: 1- دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه شیراز. نویسنده مسول: Z_marhemati@yahoo.com 2- دانشیار روانشناسی تربیتی و رئیس بخش دانشگاه شیراز. (2) - Ryan & Deci (3) - Csikszentmihalyi (4) - Gable & Haidt (5) - Joseph & Linley (6) - wellness (7) - illness (8)- World Health Organization (WHO) (9)- somatic (10) -cognitive (11)- social (12) -Seligman (13)- well-being (14) - hedonic (15) - Epicure (16) - Diener, Lucas & Oishi (17) - Kahn & Yuster (18) - Ryff & Snyder (19) -Virtue ethics (20) -adamse (21) - Exline (22) - Hamblin & Gross (23)- Augustyn (24) -religious belief (25) -Marwick (26) -Menninger (27) -Cheavens, Feldman, Woodward & Snyder (28) -Lopez, Snyder & Pedrotti (29) -identifying goals (30) -planning the strategies (31) -sustaining the motivation (32) -Kennedy (33) - Ismail & Desmukh (34) - Steger & Frazier (35) -Ellison (36) -Kahn & Yuster (37) -existential beliefs (38)- Yoon, Chang, Clawson, Knoll, Aydin, Barsigian & Hughes (39) -health practice (40) - Carson, Soeken & Grimm (41) - Mickley, Soeken & Belcher (42) - Magaletta& Oliver (43) - Duggleby, Cooper & Penz (44) -Harold & Linda (45) -Carter, McCullough, Kim-Spoon, Corrales & Blake (46) - Boardman, Williams & Jackson (47) -religious questionnaire (48)- Hasson-Ohayon, Kravetz & Rozencwaig (49)- the questionnaire for eudoimanic well-Being (50) - برای مثال، سوره بقره، آیه 186. (51) - سوره یونس، آیات 7-8. (52) - آیه 78. انتهای متن/

summary-address :

الاخبار

بیان الأساتذة والطلبة التعبویین بجامعة شیراز تضامنا مع احتجاجات الجامعیین الأمریکیین (أساتذة وطلبة) ضد الفظائع الصهیونیة
بیان الأساتذة والطلبة التعبویین بجامعة شیراز تضامنا مع احتجاجات الجامعیین الأمریکیین (أساتذة وطلبة) ضد الفظائع الصهیونیة
بسم الله قاصم الجبارین لقد مضی ما یقرب من سبعة أشهر منذ بدء الجولة الأخیرة من الجرائم التی یرتکبها الکیان الصهیونی ضد الشعب الفلسطینی البریء؛ هذا الشعب المضطهد الذی یتعرض منذ 75 عامًا للتعذیب والمذابح والوحشیة علی أیدی الاحتلال الصهیونی المدجج...
فوز خرّیجی جامعة شیراز بجائزة ألبرز 1402
فوز خرّیجی جامعة شیراز بجائزة ألبرز 1402
حصل خریجان من جامعة شیراز علی جائزة ألبرز 1402.
کشف النقاب عن طابع خاص بجامعة شیراز بحضور وزیر العلوم والبحوث والتکنولوجیا
کشف النقاب عن طابع خاص بجامعة شیراز بحضور وزیر العلوم والبحوث والتکنولوجیا
تم الکشف عن الطابع الخاص بجامعة شیراز بحضور وزیر العلوم والبحوث والتکنولوجیا ومحافظ فارس.
افتتاح نادیین ریاضیین للفتیات والنساء فی جامعة شیراز بحضور وزیر العلوم والبحوث والتکنولوجیا
افتتاح نادیین ریاضیین للفتیات والنساء فی جامعة شیراز بحضور وزیر العلوم والبحوث والتکنولوجیا
تم تدشین نادیین ریاضیین فی جامعة شیراز بحضور وزیر العلوم والبحوث والتکنولوجیا.
التعریف بثلاث أساتذة من جامعة شیراز ضمن الأساتذة المتمیزین علی مستوی البلاد
التعریف بثلاث أساتذة من جامعة شیراز ضمن الأساتذة المتمیزین علی مستوی البلاد
تم تقدیر وتکریم ثلاثة أساتذة من أعضاء هیئة التدریس بجامعة شیراز ضمن فعالیات یوم الأستاذ المتمیز بوصفهم الأستاذ المتمیز والمتفوق علی مستوی البلاد.
تعیین الدکتور أبوالفضل جوکار، مدیرا لمرکز التعاون الأکادیمی العلمی الدولی بجامعة شیراز
تعیین الدکتور أبوالفضل جوکار، مدیرا لمرکز التعاون الأکادیمی العلمی الدولی بجامعة شیراز
تم تعیین الدکتور أبوالفضل جوکار (الأستاذ المشارک فی قسم علوم زراعة الحدائق بکلیة العلوم الزراعیة)، رئیسا لمرکز التعاون العلمی الدولی بجامعة شیراز بأمر من إدارة جامعة شیراز.
انعقاد سلسلة من الویبینار المتخصصة والمشترکة بین جامعة شیراز وجامعة سانت بطرسبرغ للتعدین
انعقاد سلسلة من الویبینار المتخصصة والمشترکة بین جامعة شیراز وجامعة سانت بطرسبرغ للتعدین
ستعقد سلسلة من الویبینار المتخصصة والمشترکة بین جامعة شیراز وجامعة سانت بطرسبرغ للتعدین؛ بهدف التعرف علی القدرات العلمیة والإمکانات البحثیة المتاحة لبعضهما البعض.
أحد عشر عضوا من أعضاء هیئة التدریس بجامعة شیراز ضمن قائمة الباحثین الإیرانیین الأکثر استشهادا فی تخصصات العلوم الإنسانیة والعلوم الاجتماعیة
أحد عشر عضوا من أعضاء هیئة التدریس بجامعة شیراز ضمن قائمة الباحثین الإیرانیین الأکثر استشهادا فی تخصصات العلوم الإنسانیة والعلوم الاجتماعیة
صُنف أحد عشر عضوا من أعضاء هیئة التدریس بجامعة شیراز ضمن قائمة الباحثین الإیرانیین الأکثر استشهادا فی تخصصات العلوم الإنسانیة والعلوم الاجتماعیة.
تأسیس خمسة مراکز بحثیة جدیدة فی جامعة شیراز
تأسیس خمسة مراکز بحثیة جدیدة فی جامعة شیراز
تم إنشاء خمسة مراکز بحثیة جدیدة من قبل وکالة البحث والتقنیة المعلوماتیة بجامعة شیراز.
حصول جامعة شیراز علی المرتبة فی تصنیف کیو إس للجامعات عالمیا 2023
حصول جامعة شیراز علی المرتبة فی تصنیف کیو إس للجامعات عالمیا 2023
وفقا لتقریر العلاقات العامة بجامعة شیراز، واستنادا إلی أحدث النتائج المنشورة لتصنیف موضوعات کیو إس للجامعات عالمیا (QS World University Rankings)، حصلت جامعة شیراز علی المرتبة فی 4 تصنیفات حسب الموضوع.
حصول جامعة شیراز علی المرتبة الأولی علی مستوی البلاد فی تصنیف مؤشر نیتشر (Nature INDEX)
حصول جامعة شیراز علی المرتبة الأولی علی مستوی البلاد فی تصنیف مؤشر نیتشر (Nature INDEX)
وفقا لآخر نتائج نظام تصنیف مؤشر نیتشر العالمی لجودة البحوث العلمیة، والتی تم الإعلان عنها عبر المقالات المنشورة فی المجلات العالمیة المرموقة، خلال الفترة الزمنیة ما بین دیسمبر 2021 إلی نوفمبر 2022؛ أصبحت جامعة شیراز رائدة فی مجال البحث العلمی علی...
انطلاق عمل متحف النسیج فی حدیقة نارنجستان قوام
انطلاق عمل متحف النسیج فی حدیقة نارنجستان قوام
تم انطلاق عمل متحف النسیج فی الطابق تحت الأرضی (قبو) من الحافة الجنوبیة بحدیقة متحف نارنجستان قوام (Qavam House).